پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
چه كنیم وچگونه با مردم وفامیل اینگونه برخورد كنیم؟
طبع انسان(نه فطرت او) بر این است که هر چه می تواند بیشتر جمع کند و بیشتر بهره مند باشد و ملاحظهء دیگران را نکند. از طرف دیگر ، برخی از افراد به دلیل ...

چرا من و خانواده ام در حق هر كه خوبی میكنیم با بدی جوابمان را میدهد؟ واقعا مستاصل شده ایم. این چه دنیایی ست؟! چه كنیم وچگونه با مردم وفامیل اینگونه برخورد كنیم؟

خواهر گرامی؛

طبع انسان(نه فطرت او) بر این است که هر چه می تواند بیشتر جمع کند و بیشتر بهره مند باشد و ملاحظهء دیگران را نکند. از طرف دیگر ، برخی از افراد به دلیل حالت ترسی که در وجودشان هست ، برای جلوگیری از تهاجم دیگران ، اقدامات پیشگیرانه کرده و حقوق دیگران را رعایت نکرده و یا برای بزرگ جلوه دادن خود ، نسبت به دیگران بد رفتاری و بی محبتی می کنند. این حال و روز اکثر افراد بشر در حالت عادی و تربیت نشده است که تا حد زیادی شبیه به زندگی حیوانات در جنگل است.

فلسفهء بعثت پیامبران و نزول کتب آسمانی و ادیان الهی ، تربیت کردن انسان ها به صفات انسانی و الهی است تا در سایهء آن ، رفتاری محبت آمیز داشته و در پرتو عمل به دستور های خدای مهربان و حکیم ، از زندگی سرشار از سعادت برخوردار بوده و دنیا و آخرتمان آباد گردد.اما عنایت دارید که عمل به رهنمودهای دینی کار خیلی آسانی نیست و با امیال نفسانی و لذت گرایی و راحت طلبی و خودخواهی ما ناهماهنگ است و لذا کمتر می توان افرادی را یافت که به معنای واقعی دیندار باشند.

در این شرایط چه باید کرد؟

یک راه این است که ماهم مثل دیگران شده و دست از محبت و صفات انسانی و الهی خود بکشیم و خدای ناکرده مثل بعضی ها وحشی شده و خوی حیوانی پیدا کنیم. خوب این راه را هر کسی نمی تواند برود و ظاهرا شما هم مثل ما نمی توانید قدم در چنین راهی بگذارید.

راه دوم که راه درست است ، بالا بردن سطح دانایی و هشیاری و نیز عمل متعادل و سنجیده است. برای رسیدن به این هدف ، باید به نکات ذیل توجه نمود و آنها را عملی ساخت:

1.این مطلب را همیشه به خود یادآوری کنید که از دنیا توقع بهشت نداشته باشید ؛ در بهشت همه به هم احترام می گذارند و محبت می کنند و هیچ کس در حق دیگری ظلم نمی کند و ... ولی در دنیا چنین نیست و همیشه مواردی از نادرستی ها و ناروایی ها در حق انسان روا می شود. تا وقتی که ما توقع زیادی از مردم داریم ، رنج بیشتری می بریم و اگر توقع را پایین آوردیم دیگر هیچ گاه مثل سابق تحت فشار نخواهیم بود. این را عمل کنید و خود تاثیر شگرف آن را در آرامش و راحتی خود بیابید.

2.همان گونه که گفته شد ، این دنیا شبیه جنگل است و مردم تربیت نشده نیز  در اکثر موارد بر اساس قانون جنگل عمل می کنند و لذا هر کس که قدرت بیشتری داشته باشد و زورش برسد ، بر سر دیگران می زند مگر آن که با فردی قوی تر یا مثل خود مواجه شود که در این حال حریم می گیرد و حتی بنا به مصالحی احترام نیز می کند. در این شرایط ، روشن است که هر فرد شایسته ای که می خواهد دچار مشکل نشود ، باید خود را قوی کند و لذا در رهنمودهای دینی تاکید شده که یک فرد مومن و مسلمان در عین این که باید ظالم نباشد و به دیگران آزار نرساند ، باید فردی قوی و قدرتمند باشد. البته قوی بودن ابعادی دارد از نظر مالی و اجتماعی و علمی و ... ولی مهم ترین بعد آن ، بعد روحی و ایمانی است که می تواند پایه ای برای همهء قوت ها باشد.

                                     برو قوی شو اگر راحت جهان می طلبی          که در نظام طبیعت ، ضعیف پا مال است

3.محبت، مثل آب است؛ آّ ب ، در عین این که مایهء حیات است، اگر بیش از اندازه بشود ، سبب خرابی و فساد موجودات می شود. آب زیاد ، کشت و محصول را خراب می کند و زیاد نوشیدن آب طبق روایات و بر اساس طب قویم ایرانی ، سبب سستی بدن و بروز آفات بدنی و روانی می گردد. بنابراین ، وقتی که ما محبت زیاد می کنیم ، در واقع خود را کم ارزش می کنیم ؛ زیرا بر خلاف بهشت و اهل آن ، مردم دنیا خصوصا در عصر حاضر ، خیلی با مفهوم محبت آشنایی ندارند و اگر کسی را ببینند که زیاد محبت می کند یا در او شک می کنند که مبادا نقشه ای در سر دارد و یا خود را خیلی بزرگ و با ارزش تلقی کرده و باد می کنند و یا آن فرد را فردی حقیر و زبون و نوکر ماب تلقی می کنند. اما اگر محبت ما به اندازه باشد و خصوصا در کنار قوت و اقتدار باشد ، بسیار جذاب و شیرین است و سبب بی اعتنایی و کم محلی نمی گردد.

4.علاوه بر آن که محبت نباید بیش از حد باشد و باید در کنار قوت و اقتدار باشد ، نکتهء دیگر آن است که باید ببینیم آیا فردی که ما با او مواجه هستیم درک لازم برای محبت را دارد یانه ؟ برخی اساسا هیچ چیزی غیر از زور و قانون سرشان نمی شود ؛ خوب اگر چنین است در مواجهه با چنین افرادی باید در عین رعایت ادب و متانت ، از اقتدار و استحکام استفاده کرد و محبت به چنین افرادی ، خطا بوده و ظلم به خود یا دیگران است.

                                  ترحم بر پلنگ تیز دندان     ستمکاری بود بر گوسفندان

5.درایت و موقعیت سنجی و هشیاری در روابط و رفتار نیز در این مساله قابل توجه است ؛ زیرا "هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد". همان طور که پوشیدن پوشاک تابستانی در زمستان و بالعکس کاری نسنجیده است و مشکلاتی را برای ما ایجاد می کند ، محبت کردن در مقام استواری یا استواری نمودن در مقام محبت نیز مشکل آفرین است و هر یک از تاین دو در جای خود نیکو و مفید هستند. باید ما بدانیم که در هر شرایطی جای چه نوع اقدامی است ؛ آیا باید سکوت کنیم یا سخن بگوییم ؟ آیا باید لبخند بزنیم یا ابروها را جمع کنیم ؟ آیا باید انعطاف داشته باشیم و حرف دیگران را بپذیریم یا قاطع باشیم و بر نظر خود بمانیم ؟ و بالاخره آیا باید محبت کنیم یا با فرد مقابل برخورد جدی داشته باشیم ؟

شما مطمئن باشید که اگر به نکات فوق به درستی عمل کنید ، فردی موفق و حتی محبوب و دوست داشتنی خواهید بود ولی عنایت دارید که عمل کردن به این موارد نیاز به تمرین و مشورت دارد ؛ خصوصا برای کسی که مدت ها عادت کرده که فقط محبت کند. پس این شما و این هم میدان عمل و موفقیت(در صورتی که نیاز به مشورت در این زمینه داشتید ما برای خدمتگزاری به شما آماده هستیم). التماس دعا ؛ موفق باشید.