پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
چرا خدا بین این دو فرق گذاشته؟
منظور از ارادة تشريعي آن است كه خداوند در مقام قانون گذاري، فعلي را واجب يا حرام كند و يا از بندگان بخواهد در عين عدم حرمت عملي، آن را ترك و يا ...

چرا خدا بعضی ها مال ثروت زیاد داده و بعضی دیگر در فقر و بدبختی زندگی می كنند؟ چرا خدا بین این دو فرق گذاشته؟ چرا خدا دسته دوم (فقرا و بیچارگان) را ناامید می كند؟

براي پاسخ به قسمت ابتدايي سوال لازم است ابتدا اراده تشريعي و تكويني خداوند توضيح و تفاوت آن دو بيان شود.

الف) اراده تشريعي

منظور از ارادة تشريعي آن است كه خداوند در مقام قانون گذاري، فعلي را واجب يا حرام كند و يا از بندگان بخواهد در عين عدم حرمت عملي، آن را ترك و يا در عين عدم وجوب آن را انجام دهند، مثلاً در مقام عمل از بندگان بخواهد به او اميد داشته و به غير او دل نبندند. از اميرالمومنين علي (ع) نقل شده :"اِجْعَلوُا كُلَّ رَجَائِكُمْلِلهِ سُبْحَانَهُ وَ لا تَرْجُوا أحَداً سِواهُ فَإِنَّهُ مَا رَجَا أحدٌ غَیْرَالله تَعَالی إِلا خَابَ؛(1)تمامی امیدتان را به خداوند قرار دهید. به هیچكس غیر از خداوند دل نبندید، برای خاطر اینكه احدی به غیرخدا امید نبست، مگر اینكه محروم شد!" 

ب)اراده تكويني

 اين قسم از اراده در جايي تحقق پيدا مي‏كند كه خواست خدا مستقيماً بر تحقق و ايجاد چيزي تعلق بگيرد، مثل اين كه بخواهد چيزي را خلق كند و.. .  در سوره يس مي فرمايد:"هر گاه چيزي را اراده كند، تنها به آن مي‏گويد: «موجود باش!»، آن نيز بي‏درنگ موجود مي‏شود"(2)

 اميد و عدم اميد از جانب خداوند همگي در مقام تشريع و بيان است، نه تكوين. بر اين اساس خداوند در مقام تكوين افراد را اميدوار و يا نااميد نمي كند. در همه موارد امر به اميدواري و نهي از نااميدي، مربوط به مرحله تشريع است. در اين مرحله همگي را به اميدواري تشويق و از نااميدي نهي مي كند. البته در اين ميان برخي از بندگان به دستور خدا عمل كرده و خود را از هرگونه نااميدي و يا احياناً دل بستن به غير دور مي سازند. برخي ديگر با دلائل مختلف از جمله وسوسه هاي شيطان به آن عمل نمي كنند اما آنچه اگر خدا نخواهد، شيطان نيز حق دخالت و توان ندارد. مربوط به مرحله تكويني است كه در اين مرحله بر فرض اراده خداوند به فعلي (مثلاً خلق فلاني و.. . )ديگران از جمله شيطان توان مخالفت ندارند.

در نتيجه اميد دادن و نااميدي از جانب خدا مربوط به مرحله تشريع است. خداوند اراده كرده كه انسان با اراده و اختيار خويش عملي را انجام دهد. در عالم تشريع خواست خداوند به آن تعلق گرفته است كه مثلاً همه بندگان نماز بخوانند. حال آنكه در اين ميان بسياري از بندگان آن را ترك مي كنند. نخواستن خدا در عالم تشريع، دليلي بر نتوانستن شيطان نيست. غيبت و. . . نيز از جانب خداوند نهي شده اما شيطان به راحتي در عمل اين گونه امور انسان را وسوسه مي كند. بر اين اساس نهي تشريعي غير از نهي تكويني است.

رفتار الهي در چار چوب كليتي است كه بيان شد اما در عين حال در برخي موارد خاص خداوند با ابزارهاي مختلف انسان را آزمايش و امتحان كرده تا مقدار توان، اميدو حسن ظن وي نسبت به خدا در حالات سنجيده شود. بنابر این وقتی كه احساس می كنیم خداوند با افعال خود كاری می كند كه ناامید شویم، باید متوجه امتحان باشیم. یعنی یكی از زمینه های امتحان اشخاص، دور و نزدیك شدن اهداف در زندگی است كه خداوند با آن انسان ها را امتحان می كند. كسی كه هیچ گاه امید خود به خدا را از دست ندهد، پیروز است.

اما بحث عدالت خداوند و ارتباط آن با شرور و نابسامانی ها و تفاوت ها و اختلافات افراد از نظر نعمت ها و توانایی ها و امكانات، مساله ای است كه از دیرباز ذهن بشر را به خود مشغول كرده، بخش قابل توجهی از مباحث فكری و عقیدتی در الهیات ادیان مختلف را به خود اختصاص داده است اما اختلاف مردم از نظر نعمت‏های ظاهری، جهات مختلفی دارد:

1- بعضی از تفاوت‏ها معلول ستم و تجاوز افراد نسبت به حقوق دیگران است. با از بین رفتن نظام طبقاتی و گسترش عدالت اجتماعی از میان خواهد رفت.  هیچ گاه اسلام و قرآن این گونه تفاوت‏ها را تأیید نكرده است

2- خداوند، عالم هستی را بر اساس نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار كرده است. هر آنچه در عالم هستی محقق می‏شود، ناشی از علت و سبب خاصی است. بر اين اساس پیدایش انسان سالم و زیبا نیز معلول اموری همچون شرایط خاص هنگام انعقاد نطفه، كیفیت تغذیه مادر هنگام بارداری، نوع مواد و غذاها و داروهای مصرفی هنگام بارداری، حركات فیزیكی مادر هنگام بارداری و. . .  است. هر یك از امور فوق در پیدایش نوزاد سالم و زیبا مؤثر است. همان گونه كه بر اساس نظام علت و معلولی، استفاده‏ بیمار عفونی از آنتی‏بیوتیك موجب سلامت یافتن و بهبود بیمار است، استفاده از برخي داروها هنگام بارداری روی جنین اثر گذاشته و موجب اخلال و ناقص‏الخلقه شدن نوزاد مي گردد. حال بسیاری از تفاوت ها و نقص و كمبودها ناشی از همین عوامل است كه به درستی شناخته نشده یا شناخته شده، ولی رعایت نشده است؛ در نتیجه دیده می شود بسیاری از فرزندان، هم از نظر جسمی قوی‏تر و هم از نظر استعداد تواناترند، چرا كه از تغذیه و بهداشت كافی بهره برده‏اند، در حالی كه دیگران در محرومیت قرار داشته‏، دسترسی به این امكانات نداشتند یا بر اثر بی توجهی و سهل انگاری، به این مسائل توجه نكرده، گرفتار نتایج این علل شده و سلامت جسمی و روحی خود و فرزندان شان را از دست دا‏ده اند.

البته انتساب تمام افعال به خداوند بدین جهت است كه جهان را بر اساس نظام علت و معلول و اسباب و مسببات استوار كرده، هموست كه به علّت، وجود و قدرت تأثیرگذاری را داده است. هر آن و هر لحظه وجودِ علت و قدرت تأثیرگذاری آن، از خداوند و وابسته و قائم به اوست. بنابراین پیدایش افراد ناقص الخلقه مستند به علل و اسباب خاص آن است. هیچ منافاتی با عدالت الهی ندارد.

3- اما قسمتي دیگر از تفاوت‏ها، طبیعي و لازمه آفرینش انسان است، یعني هر قدر اصول عدالت در جامعه انساني رعایت شود، باز همه انسان‏ها از نظر استعداد و هوش و انواع ذوق و سلیقه‏ها یكسان نخواهند بود

 خدا مصلحت بندگانش را بهتر از خود آنان مي‏داند. چه بسا كساني كه دوست دارند از نظر زندگي در رفاه باشند، ولي پروردگار صلاح آنان را در این امر نمي‏بیند: "چه بسا شما را چیزي خوش نیاید، در حالي كه خیرتان در آن است یا چیزي را دوست داشته باشید، در حالي كه شرّتان در آن است و خدا مي‏داند و شما نمي‏دانید". (3)

پس اگر انسان نهایت تلاش خود را به كار گرفت، اما درها را به روي خود بسته دید، باید بداند در این امر مصلحتي بوده است. چه بسا كساني هنگامي كه ثروتمند شدند، خدا را فراموش كردند: "اگر خداوند روزي را براي تمام بندگانش گسترش دهد، در زمین طغیان و ستم مي‏كنند". (4)پس نه نعمت ظاهري نشانه محبت الهي است و نه نقمت و بلا نشانه بي­اعتنایي خدا به بنده است :

« فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَكْرَمَنِ وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ، كَلَّا. . . ؛

 اما انسان هنگامی كه پروردگارش او را برای آزمایش، احترام كند و نعمت دهد می گوید: پروردگارم مرا گرامی داشته اما هنگامی كه برای امتحان روزیش را بر او تنگ می­گیرد می گوید: پروردگارم مرا خوار كرده است؛ هرگز. . . ». (5)

پينوشت‏ها:

1. تميمي آمدي، غرر الحكم و درر الكلم، چ دفتر تبليغات اسلامي، قم، 1366، ص 196.

2. يس(36)أيه 82.

3. بقره (2) آیه 216.

4. شوري (42) آیه 27.

5. فجر (89) آیات 15-17.