پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
اما در آيه اي كه خداوند زنان پيامبر را "امهات المومنين" مي خواند.
اين كه همسران پيامبر كه از دنيا رفته اند، مادران مؤمنان ناميده شده اند، نشان از آن دارد كه تكريم و احترام آنها بر امت واجب است و عايشه هم يكي از آنها است.

ما اعتقاد داريم قرآن كتابي جاودنه است و براي همه عصر هاست.

اما در آيه اي كه خداوند زنان پيامبر را  "امهات المومنين"    مي خواند ::

  در زمان ما كه زنان پيامبر 1400 سال است فوت كرده اند و كسي نميتواند با انسانهاي 1400 سال قبل ازدواج كند..... چه دليلي داشته كه قرآن به موضوعي بپردازد كه فقط در زمان صدر اسلام كاربرد دارد و در زمان ما از كاربرد ساقط مي شود ؟

در غير اين صورت اين آيه چه كاربردي براي ما دارد؟

آيا حداقل كاربرد آن اين نيست كه ما بايد آنها را مثل مادر تكريم و از لعن فحش و اتهام به فحشا بپرهيزيم؟

بله، پرسشگر محترم اين كه همسران پيامبر كه از دنيا رفته اند، مادران مؤمنان ناميده شده اند، نشان از آن دارد كه تكريم و احترام آنها بر امت واجب است و عايشه هم يكي از آنها است.

عايشه "ام المؤمنين" است و از اين باب حفظ حرمتش واجب مي باشد همچنان كه حفظ حرمت اصحاب پيامبر و اهل بيت او واجب است. ولي حرمت گذاري به يك فرد به معناي بررسي تاريخ او و بيان موضع گيري هاي صحيح يا غلطش نمي باشد.

ما شيعيان در عين اين كه عايشه را همسر پيامبر و مادر مؤمنان و واجب الاحترام مي دانيم. اما با استناد به روايات و تاريخ معتبر، اخلاق و رفتار او را نقد مي كنيم و از رفتارهاي غلطش اظهار بيزاري مي نماييم.

آيا منكر حسادات هاي زنانه عايشه با ديگر همسران پيامبر و افراد خانواده ايشان كه محبوب پيامبر و مورد حسادت عايشه بودند، هستيد؟ آيا منكريد كه اين رفتارها پيامبر را آزار مي داده است؟

آيا منكريد كه ايشان بعد از پيامبر بر خلاف وصيت ايشان خانه نشيني را رها كرد و رهبري غائله اي عليه خليفه مسلمانان را به راه انداخت و جمع كثيري از مسلمانان را به كشتن داد؟

و ...

البته اهل سنت غالبا بر اين رفتار غلط عايشه اعتراف دارند و آنها را اجتهاد هاي او مي دانند كه در آن خطا كرده است از اين رو او را گناهكار نمي دانند.

خلاصه كلام اين كه ما حق نداريم به عايشه توهين و بد دهني كنيم. ولي بيان اخلاق و رفتار او و بيزاري جستن از آن اخلاق و رفتار، كاملا حق و صحيح است. خداوندي كه به اطاعت از پدر و مادر سفارش اكيد كرده و اطاعت از پدر و مادر را بعد از اطاعت از خودش قرار داده، دستور داده از عقايد و اخلاق و رفتار غلط آنان پيروي نكنيم:

وَ إِنْ جاهَداكَ عَلي‏ أَنْ تُشْرِكَ بي‏ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفا(1)

و هر گاه آن دو، تلاش كنند كه تو چيزي را همتاي من قرار دهي، كه از آن آگاهي نداري (بلكه مي‏داني باطل است)، از ايشان اطاعت مكن، ولي با آن دو، در دنيا به طرز شايسته‏اي رفتار كن.

بنا بر اين حفظ حرمت عايشه در عين نقد او و اعلام بيزاري از رفتار او جايز است.

پي نوشت ها:

1. لقمان(31) آيه15.