پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
چگونه می توان نبوت پیامبر اسلام را ثابت كرد؟
مردم قریش پیامبر اسلام را پیش از مبعوث شدن به رسالت، محمد «امین‏» خوانده و اشیاي گرانبها را نزد او به امانت مي‏گذاشتند. زماني كه در تجدید بناي كعبه ...

چگونه می توان نبوت پیامبر اسلام را ثابت كرد؟

در خصوص نبوت  ختمی مرتبت باید گفت:

1_ سوابق زندگي پیامبر :

مردم قریش پیامبر اسلام را پیش از مبعوث شدن به رسالت، محمد «امین‏» خوانده و اشیاي گرانبها را نزد او به امانت مي‏گذاشتند. زماني كه در تجدید بناي كعبه براي نصب حجرالاسود میان چهار قبیله اختلاف رخ داد، همگان پذیرفتند كه این كار را عزیز قریش، یعني پیامبر انجام دهد زیرا  مردي امین و پاكدامن است. (1)

2_ وارستگي از آلودگی هاي محیط:

پیامبر اسلام در محیطي پرورش یافته بود كه در آن جز بت‏پرستي، قماربازي، زنده به گور كردن دختران، خوردن مردار و خون، و ستم و یغماگري حاكم نبود. در چنین محیطي او انساني والا بود كه به هیچ‏وجه آلوده به این گونه رذایل عقیدتي و اخلاقي نشد.

3_ محتواي دعوت:

وقتي به محتواي دعوت پیامبر مي‏نگریم، مي‏بینیم وي مردم را درست‏ بر ضد آنچه كه در محیط وي رواج داشت، فرا مي‏خواند. آن ها بت‏پرست‏بودند، او به توحید دعوت كرد؛ معاد را انكار مي‏كردند، او ایمان به معاد را شرط اسلام شمرد؛ دختران را زنده به گور كرده و براي زن كم ترین ارزشي قائل نبودند، اما او كرامت انساني را به زن بازگرداند. ربا خوار و ثروت اندوز بودند، او از رباخواري و تكاثر نهي نمود. میگساري و قمار رایج‏ بود، او این امور را كردار شیطاني نامید و اجتناب از آن را واجب دانست....

4_ ابزار دعوت:

وسایل و ابزاري كه پیامبر براي نشر دعوت خود از آن كمك گرفت، كاملا انساني و اخلاقي بود. حضرتش هرگز از روش هاي ضد انساني همچون بستن آب بر دشمن و آلوده كردن آن، بریدن درختان و غیره كمك نگرفت. بلكه توصیه مي‏كرد به زنان و كودكان و پیرمردان آزار نرسانند، درختان را قطع نسازند. پیش از اتمام حجت‏به دشمن، جنگ را شروع نكنند. از منطق‏ ماكیاولیستي «هدف، كاربرد هرگونه وسیله را مجاز مي‏سازد» بیزار بود. در جنگ خیبر، پیشنهاد یكي از یهودیان را براي به زانو درآوردن دشمن از راه مسموم كردن آب آن ها نپذیرفت.تاریخ زندگاني وي، سرشار از برخوردهاي كریمانه با دشمنان است.

5_ شخصیت و خصال گروندگان:

ملاحظه روحیات، افكار و رفتار كساني كه به پیامبر ایمان آورده‏اند، مي‏تواند پایه صدق گفتار او را روشن سازد. بدیهي است هرگاه دعوت كسي در انسان هاي ممتاز جامعه مؤثر افتد، نشانه صدق و حقانیت دعوت اوست، ولي هرگاه افراد دنیاپرست دور وي را بگیرند، نشانه ضعف ادعاي او خواهد بود. در میان گروندگان راستین به پیامبر اسلام انسان هاي والایي مانند امیر مؤمنان علي علیه السلام، جعفر بن ابي طالب، سلمان، ابوذر، بلال، مصعب، ابن مسعود، مقداد و عمار را مي‏بینیم كه تاریخ به خصایل انساني و زهد و تقوي و جهاد و ایثار و پاكي و درستي آنان اعتراف دارد.

6_ تاثیر مثبت در محیط، و پي‏ریزي یك تمدن عظیم و با شكوه:

پیامبر  در مدت بیست و سه سال، وضع جزیرة العرب را دگرگون ساخت. آن حضرت از انسان هاي یغماگر افرادي امین، و از افراد بت پرست موحداني فرهیخته و پا برجا تربیت كرد كه نه تنها تمدني با شكوه را در محیط سكونت‏خود برپا ساختند، بلكه تمدن بي‏نظیر اسلامي را به مناطق دیگر نیز گسترش دادند. جعفر بن ابي طالب علیمها السلام، از مسلمانان صدر اسلام، بر همین نكته مهر تاكید نهاد و در جواب سؤال فرمانرواي حبشه چنین گفت:

«اي فرمانروا، خدا در میان ما پیامبري را برانگیخت كه ما را از بت‏پرستي و قمار باز داشت .به نماز و زكات، دادگري و نیكوكاري، و كمك به خویشاوندان امر فرمود. از فحشا و منكر و ستم نهي كرد».(2)

این قرائن و نظایر آن ها مي‏تواند ما را به صدق گفتار پیامبر اسلام و حقانیت مرام وي رهنمون گردد. قطعا فردي با این خصوصیات، در ادعاي نبوت و ارتباط با جهان غیب، صادق بوده، چنان كه قرائن دیگر نیز دقیقا مؤید این مطلب است.

7_تصدیق پیامبر پیشین:

 یكي از راه های  اثبات دعوي نبوت، تصدیق پیامبر پیشین است. زیرا فرض این است كه نبوت پیامبر پیشین با دلایل قطعي ثابت‏شده، گفتار او مي‏تواند سندي قاطع بر استواري نبوت بعدي قلمداد شود. از برخي آیات قرآن استفاده مي‏شود كه اهل كتاب، پیامبر اسلام را همچون فرزندان خود، مي‏شناختند، یعني نشانه‏هاي نبوت وي در كتب آسماني آنان بیان شده است. پیامبر اسلام مدعي این معنا شد و كسي نیز او را تكذیب نكرد:

الذین آتیناهم الكتاب یعرفونه كما یعرفون ابناءهم وان فریقا منهم لیكتمون الحق وهم یعلمون؛(3) كساني كه به آنان كتاب داده‏ایم (یهود و نصاري) پیامبر را بسان فرزندان خود نیك مي‏شناسند و گروهي از آنان، با آن كه حقیقت را مي‏دانند، آن را پنهان مي‏كنند.

پیامبر اسلام مدعي گشت كه عیسي علیه السلام درباره او بشارت داده و گفته : شما را به آمدن پیامبري پس از خود نوید مي‏دهم كه احمد نام دارد:«ومبشرا برسول‏ یاتی من بعدی اسمه احمد» (4). اهل كتاب این ادعا را انكار نكردند، هرچند از اظهار حقیقت  سرباز مي‏زدند.

 معجزات پیامبر  منحصر به قرآن نبوده ، بلكه  حضرت گاه در مناسبت هاي مختلف به منظور اقناع مردم دست‏به اعجاز مي‏زد. د راین زمینه باید خاطرنشان ساخت كه محاسبه عقلي وجود معجزاتي غیر از قرآن را در زندگاني پیامبر اكرم  ثابت مي‏كند:

آیا مي‏شود پذیرفت پیامبر اسلام، كه خود را برتر از پیامبران گذشته و خاتم آنان مي‏شمرد،  با نقل این همه معجزات گوناگون براي پیامبران قبلي، تنها یك معجزه داشته باشد؟!  آیا مردم، با توجه به صدور آن همه معجزات از پیامبران پیشین، تمناي معجزات مختلف از پیامبر نداشتند و به دیدن یك معجزه از وي اكتفا مي‏كردند؟! (5)

وانگهي قرآن معجزات متعددي را براي پیامبر ذكر كرده است كه ذیلا بدان ها اشاره مي‏كنیم:

الف - شق القمر

زماني كه مشركان ایمان خود را منوط به دو نیم شدن ماه به اشاره پیامبر دانستند، حضرت به اذن الهي این كار را انجام داد، چنان كه قرآن مي‏فرماید: ‹‹اقتربت الساعة وانشق القمر و ان یروا آیة یعرضوا و یقولوا سحر مستمر؛(6)  رستاخیز نزدیك شد، و ماه به دو نیم گشت. اگر آیتي (معجزه‏اي) را ببینند، روي برگردانده و مي‏گویند سحري است مستمر». ذیل آیه كاملا گواه آن است كه مقصود از آیه، شكافتن ماه در روز رستاخیز نیست، بلكه مربوط به عصر پیامبر اكرم صلي الله علیه و آله و سلم است.

ب - معراج

 پیامبر اكرم در یك شب از مسجد الحرام در مكه به مسجد اقصي در فلسطین، و از آن جا به جهان بالا رفت‏.سیري چنین عظیم در زماني آن‏سان كوتاه، از دیگر معجزات پیامبر گرامي صلي الله علیه و آله و سلم است كه در قرآن نقل شده است. قدرت الهي بالاتر از آن است كه عوامل طبیعي مانع از عروج فرستاده وي به عالم بالا باشد. (7)

ج - مباهله با اهل كتاب

پیامبر براي اثبات حقانیت‏ خود عده‏اي از اهل كتاب را به مباهله دعوت كرد و گفت‏ بیایید تا خود، فرزندان و زنان مان به مباهله برخیزیم. مسلم است كه مباهله به نابودي یكي از دو طرف منتهي مي‏شد، ولي او آمادگي خود را اعلان كرد . در نتیجه آن گروه از اهل كتاب، با مشاهده قاطعیت و استواري پیامبر اسلام و اینكه وي عزیزترین كسان خویش را بي‏پروا به عرصه مباهله آورده است، عقب‏نشیني كردند و تن به قبول شرایط پیامبر دادند. (8)

در اخبار از غیب قبلا یادآور شدیم كه حضرت مسیح از غیب خبر مي‏داد.(9) پیامبر گرامي اسلام نیز از طریق وحي از غیب خبر مي‏داد كه یكي از آن ها پیروزي رومیان بر ایرانیان(10) و دیگري فتح مكه (11) بود. پس بدین ترتیب نبوت ختمی مرتبت حقیقتی است كه دلایل و شواهدی بسیاری بر آن وجود دارد .

پینوشتها:

1.  سیره ابن هشام، ج1،ص209، نشر دار الفكر بیروت، بی تا

2.  همان، ص‏359و 360.  

3 . بقره(2) آیه146

 4.  صف(61) آیه6

5.   اسرا(17) آیه101.

6.   آل عمران، آیه49.

7. قمر(54) آیه1-4

8.   اسراء، آیه1.

9.   آل عمران(3) آیه61.

10.  همان،آیه49.

11.   روم(30) آیه2.