پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
آيا هر كس كه اهل بيت را دوست نداشت حرامزاده است؟
بله روايات متعددي هست كه بغض اهل بيت را نشانه زنازادگي و محبت اهل بيت را نشانه حلال زادگي شمرده است از جمله: ...

امام صادق فرموده اند در حديثي اين مضمون را مي فرمايند كه هركس كه حلال زاده است محبت ما را دارد وهركه حرامزاده است دشمن ماست.

آيا هر كس كه اهل بيت را دوست نداشت حرامزاده است؟

در اسلام ملاك حرام زادگي چيست؟

بله روايات متعددي هست كه بغض اهل بيت را نشانه زنازادگي و محبت اهل بيت را نشانه حلال زادگي شمرده است از جمله:

امام صادق(ع) فرمود: يكي از علامت هاي ولد زنا اين است كه بغض ما اهل بيت را در دل دارد.(1)

رسول خدا فرمود: هر كس ما اهل بيت را دوست دارد( و ما محبوبترين در نزد او هستيم) لازم است به خاطر ارزشمند ترين نعمتي كه نصيبش شده، شكر كند. عرض شد: اين نعمت ارزشمند چيست؟

فرمود:حلال زادگي.(2)

بنا بر اين روايات كساني كه دلداده اهل بيت هستند، حلال زاده كامل اند و كساني كه دلهاشان مملو از بغض اهل بيت است، زنا زاده و حرام زاده كامل اند و در اين بين افرادي كه نسبت به اهل بيت دلداده نيستند و به دشمنان آنان گرايش داشته، به درجاتي حرام زاده اند يعني نطفه آنان از حلال نيست، گر چه حرام زاده هم نيستند.

اصحاب متعددي نقل كرده اند كه رسول خدا به ما فرمود فرزندانتان را با ملاك دوست داشتن يا نداشتن ما اهل بيت امتحان كنيد، آنان كه دلداده ما هستند، حلال زاده اند( هم از نكاح شرعي هستند و هم نطفه آنان از لقمه حلال بسته شده) و آنان كه دلي مملو از كينه ما دارند(و دلداده دشمنان ما هستند) ولادت ناپاك دارند (زنا زاده).(3)

 و با توجه به اين رهنمود رسول خدا، مسلمانان و بخصوص انصار فرزندانشان را با محبت علي بن ابيطالب مي سنجيدند. امام را به اطفال نو نهال خود نشان مي دادند و پرسيدند كه آيا ايشان را دوست دارد يا نه و اگر مي گفت دوست دارم، مي فهميد كه پاك زاده  است و اگر نكول مي كرد يا مي گفت او را دوست ندارم يا از او متنفرم، مي فهميد كه در نطفه و نكاحش ناخالصي وجود دارد.(4)

اصولا سنت خلقت بر اين است كه فطرت پاك به سوي پاكي تمايل دارد و فطرت ناپاك به سوي ناپاكي. كسي كه فطرت و نطفه اش پاك و از راه حلال و با ياد خدا منعقد شده باشد، به طور طبيعي از تصرف شيطان در امان بوده و به خير و خوبي گرايش دارد و خير و خوبي را استشمام و درك مي كند و لذا فرزنداني كه از نطفه حلال و از ارتباط زناشويي حلال و با ياد خدا و بدون تصرف شيطان، نطفه شان بسته شده و متولد گردند، به طور طبيعي به امام علي و ديگر امامان و اولياي خدا بدون اين كه ايشان را بشناسند ، گرايش دارند و آنان كه نطفه شان از لقمه حرام و در ارتباط نامشروع بسته شده باشد، به طور طبيعي از پاكي گريزان و به ناپاكي و دشمنان خدا كه ناپاك هستند، گرايش دارند.

در روايتي آمده كه اطرافيان فرعون كه هنگام آمدن موسي به عنوان نبي و رسول، براي اول بار به قصر فرعون، نزد او بودند و فرعون از آنان براي چگونگي برخورد با موسي و هارون نظر و مشورت خواست و آنان گفتند، او و برادرش را نگه دار و...، و فرعون را به كشتن موسي و هارون تشويق و رهنمون نكردند، حرامزاده و ولد زنا نبودند چه اين كه اگر ولد زنا بودند فرعون را به كشتن موسي و هارون تشويق مي كردند. (5)

و امام علي براي اين كه نطفه شيعيان از لقمه حرام بسته نشود و به شر و بدي تمايل طبيعي پيدا نكنند، از همسرش زهراي مرضيه (س) خواهش كرد سهم خود را از خمس(سهم سادات) به شيعيان ببخشد (6) و ادله تحليل خمس در خوردني ها از جانب امامان هم براي همين جهت است تا نطفه هايشان از لقمه حرام نباشد.

پس حلال زاده به طور طبيعي و فطري به امامان گرايش دارد و كسي كه حرام زاده است، به طور طبيعي از امامان نفرت و دوري دارد. البته ممكن است حلال زاده اي بر اين گرايش فطري خاك بريزد و آن را دفن كند و به دشمنان امامان بپيوندد همچنان كه ممكن است كسي كه نطفه اش از راه حرام يا از لقمه حرام بسته شده، بر نفرت دروني خود غلبه كرده و آن را مهار نموده و ايمان بياورد. 

ملاك حرام زادگي هم يا به نطفه بود كه از لقمه حرام حاصل شده يا از وصلت و مجامعت است يعني از راه زنا و سفاح حاصل شده نه از راه ازدواج و نكاح.

البته دقت داشته باشيد كه خيلي از افرادي كه نسبت به اهل بيت دشمني دارند از روي جهل و نبود آگاهي است و تحت تاثير تبليغات سوء ديگران قرار گرفتند و اگر آگاه شوند علاقه مند مي شوند.

پي نوشت ها:

1. شيخ صدوق، فقيه، قم، انتشارات اسلامي، ج4، ص417.

2. برقي، محاسن، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1370ش، ج1، ص138.

3. سيد بن طاووس، بناء المقالة الفاطمية، قم، مؤسسه آل البيت، 1414ق، ص 232 – 233.

4. المقداد السيوري، نضد القواعد الفقهية، قم، كتابخانه آيت الله مرعشي، 1403ق، پاورقي، ص280.

5. قاضي نعمان مغربي، شرح الأخبار، قم، انتشارات اسلامي، 1414ق، ج 3، ص8.

6. شيخ طوسي، تهذيب الأحكام، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1364ش، ج 4، ص 143.