پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
ائمه (ع) اختیاری برای گناه كردن ندارند؟
در ابتدا باید اشاره شود كه در باره عالم ذر در بین علماء، جای بحث بسیار است و اصل وجود عالم خاصی به این نام مورد تایید نیست (1) و در مجموع باید توجه داشت كه ...

 اراده خداوند متعال در آیه تطهیر اراده تكوینی است و تخلّف از اراده خداوند عز و جل، برای ائمه(ع) محال است، اما اين امر منجرّ به جبر و عدم اختيار است، یعنی ائمه (ع) اختیاری برای گناه كردن ندارند و این فضیلتی محسوب نمی شود.

 البته این را هم می دانم كه ائمه(ع) به خاطر اتفاقات عالم ذر این شایستگی را یافته اند. اما مساله، زندگی و اختیار دنیوی آن بزرگواران است.

در ابتدا باید اشاره شود كه در باره عالم ذر در بین علماء، جای بحث بسیار است و اصل وجود عالم خاصی به این نام مورد تایید نیست (1) و در مجموع  باید توجه داشت كه كسی در باب عصمت معصومین به اتفاقات عالم ذر برای آنها استناد نكرده و مسأله عصمت آنان مستند به امور عالم ذر نشده است. با توجه به این مطلب درباره عصمت ائمه (ع)  وآنچه در آیه تطهیر آمده باید گفت:

جمله" يريد" در آیه یاد شده گرچه اشاره به اراده تكويني پروردگار است، و گرنه اراده تشريعي، و به تعبير ديگر لزوم پاك نگاهداشتن خويش، انحصاري به خاندان پيامبر ص ندارد، و همه مردم بدون استثناء به حكم شرع موظفند از هر گونه گناه و پليدي پاك باشند.

ولی این اراده تكويني موجب  جبر نیست، زیرا  با توجه به بحثهايي كه در مساله معصوم بودن انبياء و امامان پاسخ اين سخن روشن است(2) و در اينجا بطور خلاصه مي‏توان گفت: معصومان داراي يك نوع شايستگي اكتسابي از طريق اعمال خويشند، و يك نوع لياقت ذاتي و موهبتي از سوي پروردگار، تا بتوانند الگو و اسوه مردم بوده باشند.

به تعبير ديگر معصومان به خاطر تاييدات الهي و اعمال پاك خويش، چنان هستند كه در عين داشتن قدرت و اختيار براي گناه كردن به سراغ گناه نمي‏روند درست همانگونه كه هيچ فرد عاقلي حاضر نيست، قطعه آتشي را بر دارد و به دهان خويش بگذارد با اينكه نه اجباري در اين كار است و نه اكراهي، اين حالتي است كه از درون وجود خود انسان بر اثر آگاهيها و مبادي فطري و طبيعي مي‏جوشد، بي آنكه جبر و اجباري در كار باشد.(3)

نكته ی دیگر این كه  اعطای این مقام از كودكی دلیل بر غیر اختیاری و دور از استحقاق بودن آن نیست زیرا برای خداوند تحقق زمان برای درك لیاقت بندگان نسبت به نعمات ضرورت ندارد. خداوند از علم ذاتی خود می داند كه هر بنده ای در شرایط عادی زندگی چه مقام و مرتبتی را در مسیر بندگی احراز می نماید. ممكن است خداوند ناشی از همین علم ازلی به كیفیت رفتار آینده امامان از كودكی مقام امامت و لوازم آن را به ایشان اعطا نموده باشد.

 خداوند می‏دانسته كه آنان منهای عصمت ،با دیگران در مراتب اخلاص و فداكاری فرق داشته، از این رو، این موهبت را به آن ها بخشیده است؛  بنابراین معصومین، شایستگی و ویژگی‏های ذاتی برای قبول مقام عصمت داشته‏اند . افاضه و موهبت الهی بی‏حساب و بدون جهت نبوده است .(4)

پس تطهیر اهل بیت (ع ) و پیامبر (ص )كه در آیه یاد شده آمده به معنای نگه داشتن اجباری  و جلوگیری  آن ها از ارتكاب رجس شرك و كفر و ظلم و...نیست تا جبر  تلقی شود، بلكه دفاع از ساحت آنان و دور كردن رجس از آن ساحت پاك و منزه می باشد.

مشابه این جریان را در نزول سكینه بر مومنان نیز  مطرح است"سكینه " كه یك مقام ایمانی و اطمینانی فوق العاده است و آرامش بی نظیری را در پی دارد، بر قلب كسانی نازل می شود كه قبل از نزول آن،اهل ایمان و تقوا بوده و بدان پایبند و استوار بوده اند. به آیه توجه كنید:

فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلي‏ رَسُولِهِ وَ عَلَي الْمُؤْمِنينَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوي‏ وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليماً ؛(5)

خداوند آرامش و سكينه خود را بر فرستاده خويش و مؤمنان نازل فرمود. آن ها را به حقيقت تقوا ملزم ساخت. آنان از هر كس شايسته‏تر و اهل آن بودند و خداوند به همه چيز دانا است.

این آیه صراحت دارد كه سكینه كه فرد را ملازم تقوا می سازد، بر قلب كسانی نازل می شود كه قبل از نزول سكینه، اهل تقوا و سزاوار نزول سكینه بوده اند.

بنا بر این تطهیر و نزول سكینه و مانندآن همگی عنایات خاص و دفاع خداوند از ساحت بندگان مؤمن و خاص اوست،نه این كه شامل افراد بی صلاحیت شده و به اجبار آنان را از گناه و پلیدی پاك كند.

تا كسی با اختیار خود راه بندگی نپوید و از  گناه، ظلم و فساد رویگردان نشود، خدا او را بر نمی گزیند و پاك نمی سازد و به خود اختصاص نمی دهد. خدا همه انسان ها را به كنف حمایت خود دعوت كرده تا از آنان دفاع كند. رجس و پلیدی را از ساحت آنان دور سازد. فقط بندگان مخلص و مؤمن و صالح هستند كه دعوت خدا را اجابت می كنند. خود را به خدا می سپارند و به كنف حمایت خدا در می آیند.

اگر پیامبران و امامان با اختیار خود از گناه روگردان نبوده و به خدا پناه نبرده و مصونیت نطلبیده باشند و خدا بدون اختیار و خواست خودشان ، به زور آنان را از گناه  پاك كرده باشد، نه فضیلتی برای آنان است و نه مدح آنان اقدامی صحیح و به جا می باشد. و نیز آنان را نمی توان به عنوان الگو معرفی كرد. مدح و الگو بودن آنان زمانی است كه خودشان خواهان طهارت باشند. با تمام توان به سوی طهارت رفته باشند.

دستگیری خدا از رهپویان تایید انتخاب و اختیار آنان است. این با جبر كه واداشتن بر خلاف میل و خواست و اراده است، تفاوت اصولی دارد. (6)

در پایان ذكر این نكته ضروری است كه این اشكالی كه به استفاده از آیه تطهیر میشود نسبت به عصمت انبیاء علیهم السلام و عصمت پیامبر اكرم (ص ) نیز وارد می شود چرا كه مطمئنا بخشی از عصمت این حضرات از جمله عصمت در دوران كودكی اكتسابی نیست و اعطاء خداوند سبحان است و اگر بنا باشد اكتسابی نبودن بخشی از عصمت امامان (ع ) فضیلت نباشد همین اشكال در اینجا هم وارد است و پاسخ همان است كه در بالا ذكر گردید.

پی‏نوشت‏ ها:

1.  علامه طباطبایی  تفسیر المیزان،نشر جامعه مدرسین  قم، بی تا،  ج‏8، ص 455. طبرسی، مجمع‏البیان بیروت، مؤسسه اعلمی، ج‏5، ص 390،  ونیز؛ تفسیر فخررازی، چ داراحیاءالتراث، بیروت. ج‏15، ص 47 - 46.

2. صادقی، عصمت، نشر مركز مطالعات فرهنگی قم 1388 ش، ص 31.

3. ناصر مكارم، تفسير نمونه، نشر دار الكتبالاسلامیه تهران ،بی تا، ج‏17، ص 292 .

4. مصباح ،  معارف قرآن، نشر مؤسسة در راه حق، قم 1368ش. ص 26.

5. فتح (48) آیه 26.

6.   ناصر مكارم شیرازی،  پیامبر قرآن، نشر دار الكتب الاسلامیه تهران، بی تا، ج 7، ص 193؛ و نیز:  جعفر سبحانی، منشور جاوید، نشر موسسه امام صادق قم 1378 ش، ج 5،  ص 28و 29.