پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
آیا خدا می تواند خود را از بین ببرد؟
ذات خداوند، كمال مطلق است؛ یعنی نامحدود و دارای همه كمالات می باشد كه در جای خود عقلاً ثابت شده است وهیچ نقصی در او راه ندارد. محال است كمال و صفت برتری تصور...

آیا خدا می تواند موجودی برتر و كامل تر از خودش خلق كند؟ آیا خدا می تواند بدتر از شیطان شود؟ آیا خدا می تواند خود را از بین ببرد؟

ذات خداوند، كمال مطلق است؛ یعنی نامحدود و دارای همه كمالات می باشد كه در جای خود عقلاً ثابت شده است و هیچ نقصی در او راه ندارد. محال است كمال و صفت برتری تصور شود كه در ذات او نباشد. با توجه به این نكات:

اولاً: فرض خلق كردن موجودی كه كامل تر از خداوند باشد، عقلاً متناقض و محال است. وجه متناقض بودن این مطلب این است كه اگر بنا بر فرض شما خدا موجودی خلق كند كه برتر و كامل تر از خودش باشد، لازمه اش این است كه خودش نسبت به آن صفات و كمالات برتر، ناقص باشد و از آن جایی كه خدای حقیقی ناقص نیست، پس نمی تواند چنین خالقی خدا باشد و این بر خلاف فرض اولیه ما است و متناقض می باشد؛ یعنی چنین خالقی لازم است هم خدا باشد هم نباشد. خدا باشد، چون فرض ما است. خدا نباشد، چون ناقص و محدود است و  اما وجه محال بودن این مسئله در این است كه از آن جایی كه خالق علت است و مخلوق معلول محسوب می شود، اگر بنا باشد، خداوند موجودی را خلق كند كه از خود او برتر باشد، لازمه اش این است كه معلول از علت اقوی باشد و این عقلاً محال است.

ثانیاً: بدتر شدن از شیطان نیز یعنی از دست دادن همه صفات كمالی و این خود نوعی نقص است كه در مورد خداوند محال است و به همان بیان بالا داری تناقض می شود.

ثالثاً: از بین بردن خود، نه تنها برای خداوند، بلكه برای هیچ موجودی امكان ندارد؛ زیرا معدوم شدن هر شیء، دقیقاً همانند موجود شدن آن  از حیطه قدرت خود آن شیء  خارج است. بنابراین، فرض از بین بردن موجودات خودشان را، عقلاً محال می باشد و در مورد خداوند كه واجب الوجود می باشد، یعنی وجود برایش ضروری است، محال بودنش روشن تر می باشد.

هر آنچه عقلاً متناقض و محال است، متعلق قدرت قرار نمی گیرد؛ به بیان دیگر، قدرت همیشه به امور ممكن تعلق میگیرد. امری كه ذاتاً محال است، قابل تعلق قدرت نیست. مركز اعمال قدرت، امور ممكن است. امری كه ذاتاً محال باشد، به كلی از دائره اعمال قدرت بیرون است.

مثلاً آیا می شود به یك پرفسور ریاضی گفت: اگر ریاضی دان قوی هستی، طوری محاسبه كن كه [7 = 2 تا2] شود! اگر بگوید: خیر؛ در این صورت، آیا صحیح است به او نسبت عدم توانایی بدهیم؟

قدرت، یعني «توانایی فاعل مختار براي كاري كه ممكن است از او سر بزند». پس قدرت مربوط به فاعل است. فاعل به گونه ای است كه فعلي را كه ممكن است انجام شود، مي‏تواند انجام بدهد و مي‏تواند انجام ندهد. اما متعلق قدرت چیست؟

آیا هر چیزي متعلق قدرت است؟ مسلماً چنین نیست. متعلق قدرت، كاري است كه امكان تحقق داشته باشد و چیزي كه ذاتاً محال یا مستلزم محال باشد، مورد تعلق قدرت واقع نمي‏شود؛ زیرا مقدور نیست.

پس این كه مي‏گوییم خداوند بر هر كاري توانا است، منظور ما این نیست كه بر چیزهایي كه محال هستند نیز توانا است؛ زیرا آن ها كار نیستند تا قدرت به آن ها تعلق بگیرد. مثالي كه ذكر كردید، محال ذاتي است؛ اصلاً قدرت خدا بر آن تعلق نمي‏گیرد.

با دقت در این گونه مثال ها معلوم می شود كه اصل سؤال، بی معنا است؛ یعنی سؤال، نفی كننده خودش می باشد.

مثال هایی كه شما ذكر كردید، همانند سایر مثال ها (مانند قرار گرفتن كره زمین در درون تخم مرغ) منجر به تناقض می شود و ذاتاً امكان وجود یافتن ندارد؛ یعنی شدنی نیست تا این كه بگوییم خدا می تواند یا نمی تواند.

براي آگاهي بیش تر، ر.ك:

1. آموزش عقاید، مصباح یزدي، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامي، ص 77.

2. آموزش فلسفه، مصباح یزدي، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامي، ج 2، ص 380.

3. الهیات شفا، شهید مطهري، انتشارات حكمت، ج 2، ص 434.

4. عقاید، استاد محسن قرائتی.

5. پیام قرآن، ناصر مكارم شیرازی، ج 4، ص 178 - 185.

6. خدا را چگونه بشناسیم، ناصر مكارم شیرازی، ص 99 -  93.