اهل حق

تهیه و تنظیم از :
واحد پاسخ به سوالات ، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم

تاریخچه مسلک اهل حق

با توجه به رواج بی سوادی و روحیه را زنگهداری در میان «اهل حق» یا «یارستان»، نمی توان پیرامون این مسلک نظری قطعی صادر کرد.
مولف کتاب " سرسپردگان" می نویسد: تعیین تاریخ پیدایش این جماعت، موضوع ساده ای نیست، زیرا منبعی که بتواند تاریخ حقیقی پیدایش آیین اهل حق را به ما نشان دهد، سراغ نداریم. 1
با این حال، درباره ریشه و تاریخچه این مسلک دیدگاه های مختلفی وجود دارد که در این جا به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
• برخی از صاحبنظران یا رستان می گویند که این مسلک از زمانی که خداوند با ارواح آدمیان به گفتگو پرداخت و از آنان بر الوهیت خود اقرار گرفت پی ریزی شده و پیامبران الهی یکی پس از دیگری مبلغ این مسلک بوده اند.
در نامه سرانجام آمده است:
این فرقه و مسلک؛ از روز ازل، یعنی از زمانی که خداوند باارواح آدمیان به محاوره پرداخته واز آنان بر الوهیت خود اقرار گرفته، پی ریزی شده است و برنامه آن در هر عصر و زمانی … جزء اسرار انبیاء و مرسلین بوده است. 2
در کتاب «زلال زلال» آمده است که ابراهیم (فرزند آذر)، برای گسترش آیین یارستان بسی تلاش کرد تا از سوی خداوندگار به پیغمبری برگزیده شده. 3
• برخی دیگر ریشه این مسلک را از طریق «سلمان فارسی» و «ابوذر» و ...، به حضرت علی (ع) می رسانند.
• برخی نیز ریشه این مسلک را از طریق «بهلول» به امام صادق(ع) می رسانند.
البته هیچج یک از این سه گروه دلیلی بر ادعای خود ندارند و راه و روش و تعلیمات و افکارشان با سیره امامان معصوم (ع) و پیامبران الهی (ع) سازگار نیست.
• برخی از سران اهل حق می گویند که سابقه این مسلک به قرن چهارم هجری می رسد مؤسس این مسلک شخصی به نام"مبارک شاه" ملقب به "شاه خوشین" بود. وی عنوان «سلطان طریقت» را به خود اختصاص داد. گویند که شاه خوشین در بلوران از توابع لرستان با جمعی از پیروان خود زندگی می کرد چهار نفر از آنان به نامهای " کاکاردا"، "چلوی"، "مینی زر" و "شهریار" که به چهار تنان زمان شاه خوشین معروف روح او در سلطاان اسحاق تجلی کرد. 4
• برخی می گویند این مسلک اهل حق یک فرقه سیاسی است که ایرانیان متعصب برای انهدام بنیان اسلام این فرقه را تشکیل داده اند و بعضی اجداد – آنان را مسیحی، ارمنی و یا آشوری می دانند. اما خود اهل حق این نظر را قبول ندارند بلکه می گویند که آنان فرقه ای از ریشه شیعی اثنی عشریه اند. آنان خود را یکی از هفده سلسله عرفا به شمار می آورند و در عین حال میان خود و متصوفه تفاوتهایی قایلند. 5
• اما آن چه که مورد توافیق پیشوایان فعلی اهل حق است این که مسلک اهل حق یا یارستان از زمانی به صورت یک مرام و مسلک در آمد که سلطان اسحاق در قرن ششم هجری قمری به ارشاد مردانی چند پرداخت که آنان سرسلسله خاندانهای متعدد این فرقه شدند و تا به امروز این خاندان ها به نام آن رهبران نامیده می شوند.
سلطان اسحاق ملقب به سلطان صحاک و صاحب کرم، از اکراد بود و در قرن ششم یا هفتم هجری می زیست پدرش معروف به "شیخ عیسی" و مادرش "خاتون دایراک" ملقب به "رمزیار" نسبتش به حضرت امام موسی کاظم (ع) می رسد محل تولدش قریه "برزنجه" ناحیه " شاره زور" یا " شهروز" بخش حلبچه شهرستان سلیمانیه استان کرکوک واقع در کشور عراق فعلی است سلطان اسحاق بعداً از برزنجه هجرت کرد و به ایران منطقه "اورامان" کردستان قریه "شیخان" رفت و در همان جا مرد. وی در "اورامان" در محلی به نام "پردیور" ارکان مسلک اهل حق را معین و مقرر نمود. 6
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منبابع و توضیحات
1- پژوهشی جامع پیرامون فرقه اهل حق، ص 9
2- همان مدرک ص 13
3- نوشته های پراکنده درباره یارسان، صفی زاده چاپ خرمی، سال 61 ص 76 به نقل از همان ص 11
4- دایره المعارف تشیع، ج 3 ص 655
5- لغت نامه دهخدا چاپ جدید ص 14255
6- دایره المعارف تشیع ج 2 ص 611

تشکیلات اهل حق

1- سیر تاریخی قرقه: سلطان اسحاق ابتدا پیر بنیامین را به سمت پیری و داوود را به سمت دلیلی منصوب کرد این دو نفر پیر و دلیل پیروان سلطان اسحاق شدند. اینها به دلیل عدم تاهل فرزندی نداشتند تا فرزندانشان "پیر" و "دلیل" یارستان شوند بنابراین سلطان اسحاق هفت دوده یا خاندان به نام "سادات خاندان حقیقت" تأسیس نمود اداره هر خاندان را به یکی از بزرگان آن سپرد.
آن خاندان ها به این قرارند: خاندان شاه ابراهیمی یادگاری، خاموشی، عالی قلندری، میرسوری، با ویسی و مصطفایی.
بعد از فوت سلطان اسحاق چهار خاندان ب نامهای خاندان ذوالنوری، بابا حیدری، آتش بیگی، و شاه حیاتی به وجود آمد و در قرن گذشته دو رده جدیدی به نام دوده صاحب زمانی بر این دوده ها افزوده شد.
سید قاسم افضلی از سران اهل حق می نویسد:
سلطان صحاک "پیربینامین" را به سمت پیر شرط و سرحلقه هفتن و "سید محمد گو ره سوار" را به پیر تخت و سرحلقه هفتوان منصوب کرد.
هفتن عبارتند از: پیر بنیامین، داوود، پیر موسی، مصطفی قهار، خاتون رمزبار، شاه ابراهیم و بابا یادگار، هفتوان عبارتند از: سید محمد، عبدالوفاء، سید شا بدین، سید حبیب شاه، سید باویسی، سید میر و سید مصطفی 7
2- انواع اهل حق به اعتبار تشکیلاتی:
رهبران این فرقه یا رستانیان را از جهت تشکیلاتی به سه گروه تقسیم نموده اند و سه نوع اهل حق بیان داشته اند.
1- "چکیده" چکیده به آنان که پدرانشان اهل حق بودند، اطلاق می شود چکیده ها پس از تولد در اولین فرصت توسط اولیاء و سرپرستان به خاندانهای آنان سرسپرده می شوند این افراد بدون این که مرحله شریعت طریقت و معرفت را طی کنند به مرحله حقیقت می رسند.
2- چسبیده " کسی که از نسل اهل حق نبوده بلکه خود با پیمودن مراحل "شریعت" "طریقت" و "معرفت" در زمره اهل حق در آمده است گویند که اگر کسی مراحل شریعت طریقت و معرفت را صادقانه قبول داشته باشد و عمل کند آن گاه برای درک مرحله حقیقت می تواند به مسلک اهل حق بپیوندد و در زمره اهل حق چسیبده به شمار آید.
3- مؤید به "تایید خداوندی" }تاییداً لله ): آن که به تایید الهی و بدون هیچ شرطی به مرحله حقیقت رسیده باشد و اهل حق واقعی گردد.
آنان می گویند: بیشتر بزرگان یا رستان از همین را اهل حق شدند. 8
3- سرسپردگی:
هر که می خواهد در زمره اهل حق در آید باید با شرایط و مراسمی خاص به این مسلک سرسپرده گردد سرسپردن یعنی سرتسلیم به مسلک اهل حق فرود آوردن توسط دلیل و پیر موجود، به پیرو دلیل اصلی خاندانها یعنی بنیامین و داوود. در این سرسپردگی فرد بیعت می کند که با رشته شرط و اقرا به پادنا، حقیقت بپیوندد.
برای این که شخص سرسپرده شود"جمع جوز" تشکیل می دهند در این جمع جوز باید حداقل هفت نفر سرسپرده حضور داشته باشند و وسایلی چند از قبیل یک عدد جوز، یک تکه پارچه سفید و تازه، پول ، یک عدد سکه، چاقو، و ...
باید داشته باشد تا با آدابی خاص فردی به وسیله پیرو دلیل به مسلک "یارسان" در آید و به یکی از دوده های اهل حق وابسته گردد در چکیده ها قبل از رسیدن به هفت روزگی (در بعضی از دفاتر آمده است در هفت سالگی) باید پدر وی سرسپردگی فرزند خویش را فراهم کند و به اصطلاح جوز سر فرزندش را بشکند تا او در زمره یارسان در آید گویند که سلطان صحاک یار جوز نشکسته را جزء اهل حق نمی داند افراد هر خاندان باید در خاندان خود سر سپرده شود و هر شخص باید برای خود پیر و دلیلی داشته باشد تا مراسم سرسپردگی را انجام دهد (مقام پیر بالاتر از مقام دلیل است) در این مراسم سرسپرده این شعر را به عنوان دعای سرسپردگی می خواند:
ای پیر من هدای من – رهبر و رهنمای من
از تو به حق رسیدمی – ای حق و حق نمای من 9
4- دوده ای اهل حق
گفته شد هر فردی از یارستان باید به یکی از دوده ها سرسپرده شود.
بین خاندانهای اهل حق تفاوت چندانی وجود ندارد اختلاف اندکی هم که در بین آنان وجود دارد بیشتر وابسته به جنبه های شخصی افراد است.
رهبری دوده های جنبه موروثی دارد و فرزندان ارشد ذکور سران دوده ها در تصاحب این مقام اولویت دارند.
سلطان اسحاق برای انتظامات داخلی تشکیلات اهل حق ابتدا "پیربینامین" را به سمت پیری و "داوود" را به سمت "دلیل" این مسلک منصوب نمود این دونفر چون تاهل نگزیدند فرزندی نداشتند تا این دو منصب را به ارث برند و جانشین آنان گردند به همین خاطر سلطان اسحاق هفت نفر را انتخاب و هفت دوده را تاسیس نمود این هفت خاندان موسوم به هفتوان یا خاندانهای هفتگانه است که اینک به طور اختصار بیان می گردد.
1- شاه ابراهیم و خاندان شاه ابراهیمی:
شاه ابراهیمی فرزند سید محمد گوره سوار و مادرش خاتون دختر میر خسرو لرستانی بود وی رهسپار عراق شد و در آن جا گروهی را به روش "یارسان" در آورد که اکنون در ناحیه خانقین و مندلی عده ای به نام " کاکایی" معروفند. افزون بر این پیروان این فرقه هم اکنون در کرند غرب، قلخانی، گوران، کرمانشاه، صحنه و نیز در مرصل عراق زندگی می کنند.
در حال حاضر روسای این دوده سید قاسم افضلی، سید امر الله شاه ابراهیمی و سید خدایار افضلی می باشند. 10
آقای سید قاسم افضلی می گوید: بین دوده شاه ابراهیمی با دوده های حیدری و یادگاری تفاوتهایی عقیدتی وجود دارد از جمله این که آنان عید قربان و قبله را قبول ندارند و مرده های خود را پشت به قبله دفن می کنند." 11
2- بابا یادگار و خاندان یادگاری
بنا به نوشته "نامه سرانجام" بابا یادگار در ایام جوانی به دستور سلطان اسحاق برای تبلیغ و گسترش آیین "یارستان" به هندوستان رفت که اکنون در پاکستان و افغانستان پیروان دارد.
بابا یادگار به دلیل عدم تاهل فرزندی نداشت و او دو نفر به نامهای "خیال" و "وصال" را به سمت پیری و دلیلی جانشین خود کرد و سادات بابا یادگار از نسل این دو نفر هستند بابا یادگار در منطقه"سرانه" کشته شد و در دامنه کوه "دالاهو" به خاک سپرده شد از وی مجموعه اشعاری به نام "زلال زلال " به جای مانده است.
این دوده در حال حاضر رهبر واحدی ندارد از همه صاحب نفوذتر در این دوده فردی به نام سید فتح الله حسینی است 12
سید ابوالوفا سرسلسله این خاندان و جزء هفتوان است بعد از سید ابوالوفا و فرزندانش رهبری این دوده را در دست داشتند این دوده در حال حاضر به نام دوده خاموشی معروف است.
در حال حاضر رهبر این دوده سید نصر الدین حیدری است که وی عنوان رهبری تمام دوده های اهل حق را نیز عهده دارد و اکنون ساکن روستای "توت شامی" دهستان گهواره از بخش کرند غرب است.
4- عالی قلندر و خاندان قلندری
گویند که عالی قلندر در قرن هشتم هجری در "دالاهو" {"کوهستانی در کرمانشاه"} متولد شد وی شاگرد سلطان اسحاق بود و به دستور وی رهسپار بغداد شد و در آنجا کشته شد عالی قلندر ازدواج نکرده بود و فرزندی نداشت سلطان اسحاق دو نفر به نامهای "دده علی" و "دده حسین" را جانشین وی قرار داد.
رهبران دوده قلندری از نسل این دو نفر هستند اولاد "دده علی" به سمت پیری و اولاد دده حسین به سمت دلیلی در این دوده فعالیت دارند در حال حاضر آقایان سید آقا بزرگ سید میر نظام و سید میر نجات از مسند نشینان این خاندان هستند. 13
5- میر و سور و خاندان میر سوری
میر سور از هفتوانه است نام او سید میر احمد ملقب به میر سور فرزند شیخ عیسی و برادر سلطان اسحاق است وی در اواخر قرن هفتم هجری در روستای برزنجه از توابع شهر زور در کردستان عراق متولد شد او در هنگامی که سلطان اسحاق مسلک اهل حق را پدید آورد به قریه شیخان در اورامان ایران آمد و این مسلک را پذیرفت خاندان میر سوری از وی است. مسند نشینان این دوده در حال حاضر عبارتند از سید فریدون زارعی سید الیاس حقانی و سید سلیمان.
6- حاجی با ویسی و خاندان با ویسی یا حاجی با بوعیسی و یا حاجی با بوحسین زارعی:
باویسی یکی از هفتوانه است و در منطقه اورامان زندگی می کرد و در همان جا مرد از حاجی باویسی خاندان با ویسی پدید آمد مسند نشینان این خاندان در حال حاضر سید سهراب ابراهیمی است.
7- سید مصطفی و خاندان مصطفی وی:
سید مصطفی یکی از هفتوانه و معاصر سلطان اسحاق بود خاندان مصطفاوی در حال حاضر رهبر و مسند نشین شناخته شده ای ندارند این دوده به مانند دوده باویسی در میان اهل حق از اهمیت چندانی بهره مند نیستند.
بعد از سلطان اسحاق چهار دوده دیگر پدید آمد که به قرار زیر است.
1- دوده ذوالنوری، منصوب به ذوالنور قلندر وی فرزند "خان اسمره" بود و در اواخر قرن نهم هجری در لرستان متولد شد ذوالنور زن و بچه نداشت بنابراین بستگان وی مسند نشینان این دوره شدند.
2- دوده آتش بیگی، منسوب به آتش بیگ لرستانی بنا به نوشته " برهان الحق" وی در قرن یازدهم هجری زندگی می گرد.
در حال حاضر سید نظام الدین مشعشعی و فرزندش سام مشعشی، سید منصور میرزا مشعشی و سید حشمت الله مشعشی از رهبران این دوده اند.
پیروان فرقه در حال حاضر در روستاهای تویسرکان، نهاوند اسد آباد، هرسین، لرستان نواحی آذربایجان و رودهن سکونت دارند.
بین این دوده ها و سایر دوده های اهل حق تفاوتهای نسبتا زیادی به چشم می خورد پیروان سایر دوده ها در مقام اعتقاد ادعا می کنند که به نماز ، روزه و سایر احکام و قوانین اسلامی عقیده دارند ولی هرگز در مقام عمل پای بندی خود را به این احکام نشان نداده اند برخلاف دوده آتش بیگی که هم در مقام اعتقاد مدعی عقیده به این احکامند و هم در مقام عمل کم و بیش پای بندی خود را به نماز و روزه به گونه ای که شیعیان انجام می دهند نشان داده اند. 14
3- دوده شاه حیاس (شاه ایاز)
بنا به نوشته نورعلی الهی در برهان الحق شاه حیاس در سال 1125 هجری در خانه شیخ عیسی بسا کانی به دنیا آمد وی در جوانی خود را مظهر خداوند خواند و گروهی دورش جمع شدند و پس از آن خاندانی به نام خود به وجود آورد.
گروه دراویش اهل حق و طرفداران نور علی الهی انشعابی از این خاندان است.
4- دوده بابا حیدر
بابا حیدر فرزند سید منصور در سال 1210 در روستای توت شامی از منطقه کوران کرمانشاه متولد شد ودر سال 1280 هجری کشته شد.
او خود را مظهر خداوند خواند و عده ای به وی گرویدند (15) افزون بر این دوده ها در قرن گذشته دوده صاحب زمانی یا دوده دوازدهم به وجود آمد این دوده را اصطلاحاً " اهل حق مسلمان نامیده اند.
گویند که این دوده به مذهب امامی اثنی عشری هستند.
حاج نعمت الله جیحون آبادی نویسنده کتاب حق الحایق رهبری این دوده را بر عهده داشت سپس پسرش نورعلی الهی رهبری این گروه را عهده دار شد نور علی الهی رهبری این گروه را عهده دار شد نور علی الهی تلاش کرد که تا اهل حق را جزیی از اسلام معرفی کند.
بعد از نوعی الهی خواهرش "ملک جانی" به ظاهر رهبر این گروه شد ولی در واقع پسر نور علی الهی دکتر بهرام الهی رهبری این گروه را عهده دار است مرکز فعالیت این دوده در روستای جیحون آباد صحنه است.
دکتر بهرام الهی در سال 1369 به پیروان خود دستور داد تا سبیلهای خود را کوتاه کنند که این دستور موجب شد تا پیروان این دوده با پیروان دیگر دوده ها درگیر شوند.
5- مقامات دوازده گانه
سلطان اسحاق پیروان خود را به دوازده طبقه تقسیم نمود که هر طبقه معرف مقام روحانی خاصی از لحاظ قرب و بعد خداوندی می باشد و این دوازده طبقه در طول یکدیگر است. دوازده طبقه به این قرار است:
1- هفتن
2- هفتوان
3-هفت نفر اهل قول طاس
4- هفت هفتوان
5- چهل تن
6- چهل چهل تنان
7- هفتاد و دو پیر
8- نود و نه پیر شاهو
9- شصت و شش غلام کمر بند زرین
10- هزار و یک غلام خواجه صفت
11- ببور هزار غلام
12- بی ون غلام
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع و توضیحات
7- همان ج 3 ص 657
8- برهان الحق ص 58 به نقل از دایره المعارف تشیع ج 2 ص 612
-9 پژوهشی جامه پیرامون فرقه اهل حق ص 250
10- واژه سید در عرف اهل حق به معنای سید در عرف شیعی که از فرزندان رسول خدا (ص) باشد، نیست، بلکه یارسان پیشوایان خود را سید اطلاق می کنند البته آقای قاسم افضلی ادعا می کند به آنان سید اصطلاحی هستند (دایره المعارف تشیع ج 3 ص 655)
11- پژوهشی جامع ص 37
12- همان ص 40
13- همان ص 48
14- همان ص 52
15 – همان ص 55

عقاید فرقه اهل حق

اصول عقاید
در کتاب سرسپردگان آمده است:
"در مسلک اهل حق اصول عقاید بر این نهج می باشد.نظر به پنج اصول دین شرع مبین یعنی توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد" 16
خدا از دیدگاه اهل حق
در اعترافات شفاهی تمامی پیروان اهل حق صریحاً " اعتقاد خویش را نسبت به خداوند یگانه ازلی، ابدی و منزه از مادیات اعلام می دارند اما در کتب و متون مذهبی، آنان در این باره مخفی کاری دارند و معلوم نیست که عقیده آنان نسبت به خداوند عالم چگونه است.
لیکن در برخی از کتابهایی که اخیراً نوشته شده است مانند کتاب"آثار الحق" اثر نورعلی الهی آمده است:
"هر تجلی ای از خداست و او امکان و زمان ندارد."
و نیز نوشته است:" آن چه در کاینات بتوان تصورش را کرد یا واجب الوجود است یا ممتنع الوجود و یا ممکن الوجود. واجب الوجود اختصاص به خالق متعال دارد یعنی وجودش همیشه هست، تا بوده او بوده و تا هست و هست ابتدا و انتها و تغییر و تبدیل و کون و فساد هم ندارد." 17
در جای دیگر نیز می گوید:
"اصول دین همین سه چیز است که من گفته ام و جامع تمام ادیان است بقیه فروعات است.
1- خدا را به وحدت شناختن
2- اشخاص که به "نیک " معروف شده اند باید نیک دانست کسی را بد نگویید.
3- آن چه احکام از "مصدر حق" باشد آن را شعار خود قرار دهید.
الحمد لله که ما دین واقعی را بدست آورده ایم و ... (18) در کتاب هفتوان آمده است "خداوند درجهان تجلی می کند و با نور بیکران خود قلوب اولیا و عارفان را صیقل می دهد و تنی چند از آنان را به ظهور می رساند تا با نور خود که نموداری است از نور حق قلوب دیگران را تابش دهند تا به کمال مطلوب برسانند این "مظاهر انوار" که در نامه سرانجام از آنان یاد شده است عبارتند از: "علی مرتضی" "بهلول ماهی" شاه خوشین"، "سلطان اسحاق"، "شاه ویسقلی" ، "محمد بیگ" ، و "آتش بیگ". 19
مجید القاضی در کتاب "آیین یاری" می نویسد که یارستان به حول خداوندی معتقدند وی می نویسد که در کتاب"سرات عام" آمده است:
"خداوند در ازل درون مروارید سر بسته ای بود، اول بار در خاوندگار تجلی کرد، بار دوم در علی، و بار سوم در شاه خوشین، در مرحله چهارم در سلطان اسحاق در پنجمین بار در "شاه ویس قلی" و ششمین بار در "ممد بگ" و در آخرین بار در "خان آتش" متجلی شد. 20
نبوت از دیدگاه اهل حق
عموم مردم یارسان به نوبت پیامبر اسلام خاتم الانبیاء (ص) به حسب گفتار اعتقاد دارند ولی از نظر عمل به دستورهای پیامبرا اسلام عمل نمی کنند و نیز به پیامبران پیشین اعتقاد دارند و درباره هیچ کدام از آنان تریدی اظهار نمی کنند در برخی از نوشته های آنان بر می آید که ارواح پیامبران الهی همانند "داود" و "سلیمان" و "عزیز" ، "موسی"، "عیسی" (ع) در رهبران این فرقه حلول کرده اند اینها مقام علی (ع) را بالاتر از پیامبر اسلام (ص) و پیامبر (ص) را مبلغ علی(ع) می دانند. 21
مجید القاضی که خود از نویسندگان اهل حق است می نویسد: "مردم یارستان نبوت را برابر تمامی پیامبران مخصوصاً" خاتم النبیین قبول داشته (و آن حضرت را ) آخرین پیامبر الهی میدانند. 22
اعتقاد آنان به شریعت محمدی (ص)
آنان به شریعت پیامبر اسلام(ص) عقیده دارند ولی پای بند به آن نیستند زیرا شریعت را یک امر ابتدایی می دانند که خداوند آن را برای افراد مبتدی ارسال داشته است اما آنان که به مرتبه طریقت و حقیقت رسیده اند نیازی به شریعت ندارند. 23
به همین جهت آنان غالباً "نماز نمی خوانند به جای نماز "نیاز" انجام می دهند. طبق این گفتار حضرت علی (ع) نباید نماز می خواند و یا اینکه آن حضرت به مقام حقیقت امامت ازدیدگاه اهل حق
از ظاهر برخی نوشته های آنان بر می آید که آنان امامان دوازده گانه شیعه را قبول دارند نور علی الهی در کتاب "آثار الحق" می نویسد:
"اگر ائمه اطهار نبودند و بعد از آنان بعضی از علمای مجاهد و فداکار نبودند الان دینی باقی نمی ماند". 24
و از برخی نوشته های دیگر اهل حق بر خلاف این فهمیده می شود مثلاً "مجید القاضی" در کتاب "آیین یاری" می نویسد:
"اهل حق" امامت را به معنای شیعه ها که قائل هستند قبول ندارد عرفا را ادامه دهندگان راه انبیا می دانند پس از ختم شریعت و انجام دوره انبیاء خداوند در عرفای اهل حق متجلی می گردد". 25
علی (ع) در دیدگاه اهل حق
در گذشته نه چندان دور آنان ابایی نداشتند که بگویند علی خداست و آنان علی اللهی هستند مثلاً در کتاب سرسپردگان طی مصاحبه ای با یکی از آنان آمده است که یکی از اعتقادات آنان این است که علی همان خداست و ما برخلاف شما معتقدیم که خدا دیده می شود. 26
جیحون آبادی در کتاب شاهنامه حقیقت می گوید:
"بلا شک علی ذات یزدان بود که ناطق به آیات قرآن بود" 27
"آگاردلوسکی"در این زمینه می گوید:
"مطلب اصلی تعالیم این فرقه عبارت است از شناخت لاینقطع الوهیت علی و آمد و شد علی برزمین ... علی نه تنها "خداست بلکه به طور کلی مبداء الهی است که همه جا هست و همه چیز را با خویش انباشته می کند ..." 28
در کتاب دایره المعارف تشیع آمده است که علی اللهیان یکی از سه گروه اهل حق به شمار می آیند این گروه می گویند علی (ع) جسماً و ذاتاً خداست و دین بود را جدای از اسلام می دانند و واجبات شرعی را قبول ندارند اکثر اینها دین خود را "دین یاری" می خوانند و خود را طایفه سنان" یا "یارستان" معرفی می کنند. 29
تعالی عن ذلک علوا کبیرا"
لازم به ذکر است که این عقیده در میان پیشینان بیشتر رواج داشت ولی در حال حاضر کسی با صراحت به خدایی علی(ع) اعتراف نمی کند بلکه می گویند:
"علی خدا نیست و از خدا هم جدا نیست"
"ما علی را خدا نمیدانیم از خدا هم جدا نمی دانیم"
برخی از دوده های این فرقه به مانند یادگاریها می گویند علی نمرده است علی که بمیرد ما قبولش نداریم البته حقیقت حضرت علی هرگز نمی میرد و اما به مرگ ظاهری "شهید شد" قرآن می فرماید" انک میت و انهم میتون" تو و همه انسانها می میرند و در جای دیگر می فرماید "کل نفس ذائقة الموت" هر نفس چشنده مرگ است بدن حضرت شهید گردیده اما روح علی (ع) و تمام راهش برای همیشه زنده است.
نور علی الهی در کتاب آثار الحق می گوید:
"من غیر از مرتضی علی کسی را قطب نمی بینم...
فقط علی و سلطان قطب هستند زیرا هیچ گونه عیب و نقصی نداشتد و جامع همه چیز بودند". 30
می گویند: آخرین تجسم علی الله بوده است و بار دیگر در وجود امام دوازدهم حضرت مهدی(عج) باز خواهد آمد افضلی مسند نشین دوده شاه ابراهیمی می گوید:
ما علی را خدا نمی دانیم و این تهمت است، علی خدا نیست بلکه میهمان خداست... علی خدا نیست اما از خدا هم جدا نیست" 31
سید نصر الدین حیدری سر دسته دوده خاموشی می گوید "علی تجلی خداست و نزدیکترین فرد به خداست". 32
نور علی الهی از مسند نشینان دوده صاحب الزمانی در کتاب آثار الحق کلمات متناقضی دارد در برخی از نوشته های وی آمده است:
"جسم علی آیینه و ذاتش ذات خدا است که جسم آیینه و آن ذات را منعکس می کند یعنی به اعتبار جسم و روح شخصی، مخلوق است و به اعتبار ذات خدا است". 33
معاد از دیدگاه اهل حق
اعتقاد به معاد از اصول اعتقادی آنان است.
در کتاب آثار الحق نور علی الهی می نویسد که اگر کسی از روی ایمان این سه کلمه را بفهمد برایش کافی است خدایی هست بقایی است حساب و کتابی غیر از آنان چه در دنیا می بینیم وجود دارد. 34
سید نصر الدین حیدری رهبر دوده خاموشیها می گوید" ما به بهشت و جهنم عقیده داریم و در دفاتر ما نیز این مطلب آمده است ولی تناسخ را نیز قبول داریم." 35
ذکراین نکته لازم است که تناسخ طبق فرموده معصوم کفر به خدا است و ثمره آن نفی معاد است و تناسخ با قیامت نمی سازد.
ویژگی معاد در نزد یارسان
که با توجه به این ویژگیها از اعتقاد به معاد امت اسلامی فاصله می گیرند معاد در نزد معاد و زندگی پس از مرگ اهل حق ویژگیهای دارد
یارسان همراه با حلول و تناسخ است.
و با توجه به تناسخ عالم برزخ به این معنا که بعد از مرگ روح در عالم برزخ زندگی می کند را قبول ندارد و دیگر این که انسان پس از هزار ویک مرتبه"دون به دون" شدن(تناسخ) وارد قیامت می شود.
تناسخ و حلول در نظر یارسان
در دایرة المعارف تشیع در واژه اهل حق آمده است:
"اهل حقهای مسلمان و تابع قرآن که معتقد به سیر کمال و معادند تناسخ حلول و اتحاد را مردود می دانند ولی دیگر گروههای اهل حق (علی الهیان، شیطان پرستان و غیره ) خود را تناسخی معرفی می کنند البته گروه مسلمان از آنان (بر اساس کتاب برهان ! الحق ) در مورد رسیدن به کمال و وصال حق معتقد به رجعت روح در زندگیهای متوالی (و محدود به تعداد و مدت معین) هستند. 36
می توان گفت که این سخن هم تناسخ را می رساند که نتایج آن به گونه ای انکار قیامت و برزخ است.
در کتاب سرسپردگان آمده است:
"حلول و تناسخ از اصول مهم عقاید اهل حق می باشد و در واقع پایه و اساس آیین مزبور راتشکیل می دهد و می توان گفت این دو قسمت از عقاید آنهاست که اهل حق را از اسلام جدا میکند" چه حلول و تناسخ نه تنها از نظر اسلام مردود است بلکه کفر محسوب می گردد.و شاید حلول تناسخ از ادیان هندی و زردشتی داخل آیین حقیقت گشته است.
حلول:
حلول عبارت است از فرود آمدن چیزی در غیر خود
و در اصطلاح بمعنای حلول ذات خدا در اشیا است و کسانی که بدین عقیده اند که خدا در اشیاء و در مرشد حلول کرده است حلولیه گویند. بنا به عقیده اهل حق در هفت جامه یا هفت تن پاک حلول کرده است علاوه بر این ممکن است در هر مرتبه پاک دیگر یا پنج "ملک" که آنها را چهار ملک گویند ظهور می کند این چهار ملک همواره همراه با یک زن بوده اند."
تناسخ
تناسخ یعنی"دون به دون شدن"
"دون" واژه ترکی است به معنای جامه که اهل حق دون به دون را به جای جامه به جامه شدن استعمال می کنند.
تناسخ عبارت است از داخل شدن روح از بدنی به بدن دیگر بلافاصله پس از مرگ بنا به عقیده اهل حق روح انسان هزار و یک (دون) جامه عوض کنند و با گردش در جامه های مختلف جزای اعمال خود را می بیند و به این ترتیب جامه های بعدی آن متناسب با اعمالی خواهد بود که انجام داده است در صورتی که کارهای نیک و اعمال زشت و ناپسند به جامه ثروتمندان و اشخاص مرفه خواهد رفت واگر مرتکب اعمال زشت و ناپسند شوند به جامه فقرا در آمده و دچار مصائب و ناملایمات خواهد شد تا از این راه جزای کردار خود را ببیند پس ازعوض کردن هزار جامه هزار و یکمین جامه خود را که عبارت از جامه بقاء ابدیت است خواهد پوشید روی اصل اعتقاد به تناسخ اهل حق معتقدند که یک عده از پیشوایان آنان(به خصوص هفت تنان هفتوان هفت کردار، قولطاسیان) در اعصار گذشته در جامه پیغمبران و صحابه حضرت محمد(ص) و یاران امام حسین(ع) و حتی دوازده امام و عرفا و سلاطین به دنیا آمده و به ارشاد و هدایت مردم جهان پرداخته اند مثلاً به عقیده اهل حق حضرت "شیث" "نوح" ، "صالح"، "یعقوب"، "ایوب"، "شعیب" و یونس و مسیح عبارت از همان "بنیامین" بوده اند و همین بنیامین است که در جامه های گوناگون در میان مردم ظاهر گشته است. 37
به عقیده آنان هر یک از دوازده امام مظهر یا جامه یکی از پیشوایان اهل حق می باشند. 38
در کتاب نامه سرانجام آمده است که اگر عمل آدمی نیک باشد روحش تا هزار و یک جامه به بدن پاکان و نیکان می رود و اگر بدکار و بداندیش باشد روح او به بدن حیوانات و جانوران و گزندگان می رود.
بنابراین به حیوانات و جانوران نباید آسیب و آزاری رساند.
براین اساس عقیده دارند که اگر آدمی بدن کاملی داشته باشد حق تعالی در او تجلی می کند و جاهه حق او را می پوشد و به مقام و پایه مظهریت میرسد طبق این باور به فرشتگان هفتگانه "هفتن" و "هفتوانه" معتقد اند که در دوره های مختلف به ترتیب در تن برخی از رهبران و پاکان آنها ظهور کرد ه اند.
سید اصغر شاه ابراهیمی می گوید: "اصولا" وجه تمایز ما از شیعه در دو مسئله تناسخ و تجلی ذات است.
سید نصرالدین حیدری رهبر دوده خاموشی ها نیز می گوید که ما به معاد و بهشت و جهنم معتقدیم و نیز به تناسخ معتقدیم. 39
مجید القاضی در کتاب آیین یاری می نویسد که طبق نظریه پیشوایان یارستان و روی اصل اعتقاد به حلول فقط جسم شخص متوفی از بین رفته و به خاک تبدیل می گردد ولی روح او بر حسب اعمالش به جسم دیگری (در همین دنیا) حلول می کند. 40
در کتاب پژوهشی جامع آمده است که یکی از حقها به ما می گفت:
"روح میکائیل در پیر موسی،
"روح عزرائیل در مصطفی دودان،
"روح حضرت امام حسین(ع) در بابا یادگار،
"روح حضرت اسرافیل در داوود،
"روح حضرت امام حسن در شاه ابراهیم اردبیلی و روح حضرت فاطمه زهرا(س) در خاتون محشر یا دادا یا دایه زربار (مادر که یکی از رهبران اهل حق) حلول کرده است."
از وی پرسیده شد که کار هفتن چیست؟
او در پاسخ گفت: "نقش دوازده امام را دارند."
از مقام سلطان اسحاق سوال شد گفت: "حضرت اسحاق ما فوق هفتن است". گفتم حتی از امام حسن(ع) و امام حسین (ع) بالاتراست؟ گفت بلی حتی از امام حسن و امام حسین (ع) هم بالاتر است بلکه سلطان اسحاق عین علی (ع) است. و قبرش در نوسود است گفتم: "نظرت درباره علی چیست گفت: "جسم نیست". 41
سید اصغر شاه ابراهیم (یکی از بزرگان اهل حق در صحنه) در مورد تناسخ می گوید:
"فلسفه تناسخ رسیدن به کمال و نیل به مرحله "انا الیه راجعون" است تناسخ ما ب تناسخ هندی فرق دارد تناسخ ما هزار و یک مرحله است و پس از هزار و یک مرحله در بدن دیگری می رود به نظر وی روح پس از جدا شدن از بدنی بلافاصله بر بدن دیگری وارد نمی شود بلکه مدتی در عالم برزخ می ماندو ..."
وی مراد از هشت بهشت را مراتب افراد درمراحل تناسخ می داند و می گوید: "منظور همان مقدار قرب است که افراد در آن متفاوتند."
می گوید: "مردن مثل فرو رفتن مرغابی در آب است این همان تناسخ است چون که مرغابی از یک طرف وارد آب می شود و از طرف دیگر بیرون می آید." 42
در دوره ذوالنوری خوردن گوشت خروس حرام است چرا که به عقیده آنان و بنا به نوشته نامه سرانجام بنیامین که خود جزء هفت تن است در خروس حلول کرده و از این رو خروس موجودی مقدس است و نباید او را کشت و گوشتش را خورد. 43
و باز در ارتباط با همین عقیده به حلول و تناسخ است که سید سام الدین مشعشعی از مسندنشینان دوده آتش بیگی در تاریخ 8/10/1369 در میان جماعت اهل حق اعلام کرد که وی همان امام حسین (ع) است که زنده شده ست. 44
کوتاه سخن این است که اهل حق درمجموع به تناسخ و حلول معتقدند تنها دوده صاحب الزمانی این را توجیه می کند و نور علی الهی مسند نشین ;i این دوره در این باره می گوید که ازظاهر اصطلاحات اهل حق توهم می شود که شاید پیروان این گفتار تناشخی باشند و حال آن که سیاق مجموع همان گفتارها دلالت دارد بر رد و ابطال تناسخ حلول و اتحاد مضافاً جمیع عرفا و علما و اکثر فلاسفه بزرگ با دلایل واضح و براهین قاطع ثابت نموده اند که تناسخ و حلول و اتحاد به آن معنا که بین فرق سه گانه رواج دارد بالکل باطل است فقط گردش سیر کمال صحیح است.
چنان که عارف روحی مولانا جلال الدین می فرماید.
از جمادی مردم و نامی شدم= وزنما مردم زحیوان سرزدم مردم از حیوانی و آدم شدم= پس به ترسم کی زمردن کم شدم (45) حمله دیگر بمیرم از بشر= تا برآرم از ملایک بال و پر اعتقاد یارسان به فرشتگان
آنان معمولاً به ملائکه باور دارند ولی درجنب آن بر این باورند که ارواح فرشتگان مقرب خداوند در وجود بعضی از رهبران و بزرگان آنان حلول کرده است.
از جمله می گویند که روح جبرئیل در "پیربنیامین" مدفون در "کرند" حلول کرده است و روح میکائیل در پیر داوود مدفون در گل داوود.
و روح اسرافیل در پیر موسی مدفون در کرند. و روح عزرائیل در مصطفی مدفون در روستای شیخان در اورامان، اهل حق واژه فرشته را نیز بر هفت نفر از بزرگان خود اطلاق می کنند صدیق صفی زاده در کتاب هفتوانه می گوید:
"هفتن که کوتاه شده هفت تن می باشد برابر نامه سرانجام این فرشتگان از گوهر خداوندگار آفریده شده اند و پاسبانی آسمانی و ماه و خورشید و ستارگان و هوا و باد و زمین و آب و گیاه و آتش و فلزات و غیره به آنان سپرده شده است. و بنابراین آنها مقدس هستند و به شکرانه وسپاس این نعمتها بر هر فرد یارستانی بایسته است که خداوندگار و هفتن را هر روز برزبان بیاورد و در راه آنان نذر و نیاز و شکرانه بدهد.
این هفت تن عبارتند از:
1- سید خضر ملقب به پیر بنیامین
2- موسی سیاه ملقب به پیر داوود
3- ملا رکن الدین دمشقی ملقب به پیر موسی
4- خاتون دایراک ملقب به رمزبار
5- مصطفی داودان
- شاه ابراهیم ملقب به ملک طیار و ایوب
- احمد ملقب به با با یادگار. 46
شیطان در دید یارسان
یارسان نسبت به شیطان نظرهای متفاوتی دارند به طور کلی می توان نظر آنان درباره شیطان را به سه نظریه خلاصه کرد:
1- شیطان همان نفس اماره است.
2- شیطان جن بود به نام "ملک طاووس" که از جانب خداوند ماموریت داشته است تا بر آدم سجده نکند اون ظاهراً اخراج شده و بعد مسوولیت پیدا کرد که انسانها را وسوسه کند به همین جهت قابل تقدیر و احترام است لعن و بدگویی به شیطان درست نیست(البته این سخن خلاف آیات قرآنی است) 47
آن گروه از یارسان که این عقیده را دارند به شیطان پرستی معروفند یکی از افرادی که در این باره اطلاعاتی دارد می گوید:
"اهل حق نسبت به شیطان "ملک طاووس" عقیده به خصوص دارند و وی را دارای مقام والایی می دانند و به همین دلیل به شیطان پرست مشهور گشته اند و در این قسمت اخیر خاندانهای بابا یادگاری، بابا حیدری، خاموشی و آتش بیگی تعصب بیشتری دارند." 48
3- برخی دیگر از اهل حق یا یارسان می گویند شیطان به دلیل سجده نکردن بر آدم متمرد، مجرم و ملعون است سید قاسم افضلی از مسندنشینان دوده شاه ابراهیمی می گوید:
"در دین اهل حق گروهی به عنوان شیطان پرست یافت نمیشوند و درباره شیطان پرستی اهل حق باید گفت که این یک اتهام بیش نیست چه این که سلطان صحاک در این موارد کلام زیادی در دفتر پردیوری بیان داشته است..." 49
نور علی الهی از دوده صاحب الزمانی می نویسد:
"عزازیل یا شیطان راکبر و غرور بیچاره کرد." 50
و در جای دیگر می نویسد:
"عزازیل تمرد و تکبر کرد و سجده نکرد خداوند فرمود چون تمرد کردی و غرور به خرج دادی برو، رانده شدی، از آن وقت به بعد ابلیس، شیطان نامیده شد." 51
البته این گروه بسیار اندک هستند و اکثر آنها معتقدند که شیطان را نباید لعن و نفرین کرد چون هزاران سال عبادت خدا کرده است.
برخی هم کلمه رجیم را مفهوم خوبی برایش معتقدند مثل رجیم و لکن رد آن علیک لعنتی الی یوم الدین مانده اند و پاسخی ندارند.
احکام و آداب و رسوم در بین یارستان
در مجموع یارسان با احکام اسلامی و فروع دین پای بند نیستند نماز که از مشخصه های بارز یک مسلمان است در میان این فرقه مطرح نیست این گروه نمازنمی خوانند اما نماز را رد نمی کنند و می گویند که به جای نماز مراسم نذر و نیاز داریم. اهل حقهایی که خود را مسلمان و تابع قران می دانند عبادات مخصوص را مکمل نماز شرعی قرار داده و ان را "نماز اهل حق" می نامند.
سیدقاسم افضلی می گوید:
"چون اهل حق نماز نمی خواند به جای نماز مقراتی در پردیور از قبیل عبادات و ذکر و نذر و نیاز به وجود آمده آن را اجرا می نمایند." 52
می گویند که به جای نماز نیاز یا کردار دارند چون که نماز باید با حضور قلب باشد و حضور قلب کمتر حاصل می شود بنابراین نماز خواندن بی فایده است. 53
با توجه به پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و مساعد شدن جو تفاهم و تبادل نظر در امور فرهنگی و دینی اهل حقهایی که خود را مهمان معرفی می کردند مورد اعتراض و انتقاد مهمانان معرفی می کردند و دینی اهل حقهایی که خود را مهمان معرفی می کردند مورد اعتراض وانتقاد مهمانان دیگری که به احکام اسلامی مانند نماز و روزه پای بندند قرار می گرفتند.
رهبران برخی از مسلک ها کوشیدند تا به دیگر مهمانان نزدک تر بشوند مثلاً رهبران دوده های آتش بیگی و ساه حیاسی (شاخه نور علی الهی) به پیروان خود دستور دادند که مانند شیعیان نماز بخوانند و روزه بگیرند.
نذر و نیاز یا نماز اهل حق
پیروان این مسلک اهل حق به جای نماز نذر و نیاز دارند که به آن"نماز اهل حق" می خوانند هر یک از سرسپردگان باید درعرض هفته یک مرتبه و در عرض ماه یک بار و در هر فصلی یک بار و در هر سالی یک بار قربانی کند و این قربانی بر حسب توانایی اشخاص، گاو و گوسفند، خروس، یا نانی مخصوص و یا حتی یک دانه جوز می باشد که این قربانی به همراه آداب و مراسم مفصلی انجام می گیرد. 54
نذر و نیاز آنان در جم خانه و طی مراسمی همراه با شعر خوانی طنبور زنی و خوردن غذاهای مختلف ادا میشود نذر آنان قربانی خون دار مثل گاو، و گوسفند، خروس و نیاز به پنج قربانی بی خون یعنی: انار و ماهی برشته؛ میوه ، خربوزه، و قاویت (نوعی غذای محلی)است.
روزه اهل حق و جشن خاوندگار
آنان به جای این که در سال در یک ماه رمضان روزه بگیرند هر ساله سه روز متوالی (روزهای دوازدهم و سیزدهم و چهاردهم دیماه) روزه می گیرند و روزه بعد یعنی روز پانزدهم را عید می گیرند که این عید به نام "عید سلطان" و "جشن حقیقت و یا "جشن خاوندگار" معروف است.
آنان منشا این سه روز و روزه و جشن خاوندگار را به داستان سه روز گرسنه ماندن سلطان اسحاق و یا رانش در غاری به نام"غار نور" مرتبط می دانند.
در این مراسم عید روزه در بعضی از دوده ها با ذکر آهنگ طنبور، دادن نذر و اوراد و غذای خاص از برنج و گوشت خروس همراه است و در روز عید سلطان هر کدام "سر فطریاری" می دهند.
برخی از دوده های اهل حق سه روز دیگر روزه می گیرند و این بعد از آن سه روز مذکور است.
در دوره های مشعشی و نور علی الهی در این سالهای اخیر روزه ماه رمضان سفارش شده است دکتر بهرام الهی به پیروانش دستور داد ک افزودن بر روزه سه روز دیماه در ماه رمضان نیز به مانند دیگر مسلمانان روزه بگیرند.
پسر سید نظام مشعشعی "سام" یکی از رهبران دوده آتش بیگی نیز به پیروان خود سفارش داده است که در ماه رمضان روز بگیرند. 55
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع و توضیحات
16- سرسپردگان، سید محمد علی خواجه الدین ص 19
17- آثار الحق ، نور علی الهی ص 208 به نقل از پژوهشی جامع ص 76
18- همان ص 653
19- هفتوانه، صدیق صفی زاده ص 21، به نقل از پژوهشی جامع ص 79
20- آییین یاری به نقل از پژوهشی جامع ص 80
21- پژوهشی جامع ص 86
22- رمز یاری ص 112 به نقل از پژوهشی جامع ص 87
23- پژوهشی جامه ص 88
24- آثار الحق ص 394 به نقل از همان ص 109
25- آیین یاری مجید القاضی ص 12
26- سرسپردگان ص 97
27- شاهنامه حقیقت 205
28- قره قویونلو ص 5 به نقل از پژوهشی جامع ص 102
29- دایره المعارف تشیع ج 3 ص 613
30- آثار الحق گفتار 598 به نقل از همان ص 103
31- دایره المعارف تشیع ج 3 ص 660
32- پژوهشی جامع ص 105
33- آثار الحق ص 442 به نقل از همان ص 106
34- همان ص 188
35- پژوهشی جامه ص 116
36- دایره المعارف تشیع ج 3 ص 613
37- سرسپردگان ص 12-15
38- همان ص 31
39- پژوهشی جامع ص 118 و ص 47
40- آیین یاری ص 45 به نقل از از همان ص 119
41- پژوهشی جامع ص 120
42- همان ص 128
43- همان ص 51
44- همان ص 54
45- حق الحقایق ص 445 – 444 به نقل از همان ص 130
46- هفتوانه ص 21 – 22 به نقل از پژوهشی جامع ص 135
47- سوره ص آه 78
48- پژوهشی جامه ص 137
49- دایره المعارف تشیع ج 3 ص 662
50 – آثار الحق ص 131 به نقل از پژوهشی جامع ص 137
51- همان ص 244
52- دایره المعارف تشیع ج 3 ص 661
53- لغت نامه دهخدا طبع جدید ص 14255
54- همان
55- پژوهشی جامع ص 164

دیگر آداب و عقاید اهل حق

دهخدا در لغت نامه در واژه علی اللهیان درباره آداب و رسوم اهل حق می نویسد که روزه آنان در سال سه روز است و پایانش جشن خاوندگار، به جای نماز خواندن نیاز یا کردار دراند که شرح این دو گذشت مراسم عقد در این گروه در روستاها معمولاً به جای خواندن صیغه نکاح مراسم خاصی دارند و صیغه عقد نمی خوانند ولی در شهرها مانند سایر مسلمانان رفتار می کنند در خوردنیها و آشامیدنیها محرمات ندارند بنابراین از خوردن گوشت خوک و یا نوشیدن شراب باکی ندارند، نامهای بچه های خود را معمولاً با نام علی ختم (ع) ختم می کنند شارب گذاشتن بزرگترین مشخص و ممیز ظاهری این قوم است در نزد این گروه زدن شارب گناهی بس بزرگ است.
این قوم در دنیا هیچ کس را بد نمی دانند این امر باعث شده است که در میان فرق و مذاهب مختلف آزاد باشند حتی شیطان را نیز بد نمی دانند.
این قوم تبلیغات مذهبی ندارند گاهی کلمات شهادت را تکرار می کنند، گاهی هم به زیارت مشاهد مشرفه می روند.
راجع به سه خلیفه عقیده به خصوصی دارند صاحب "بستان مذاهب" می نویسد: جمیع محرمات در این سه تن است.
"ابلیس" "مار" و "کاووس" و این سه کنایه از سه خلیفه است و نیز مقصود از شداد نمرود و فرعون این سه نفر هستند بنا به نوشته صاحب"بستان مذاهب" این قوم به مصحف فعلی عقیده ندارند و می گویند که این تحریف شده است. 56
در این جا لازم است که این تذکر داده بشود که این اموری که از دهخدا ذکر شد مورد توافق جملگی اهل حقها نیست سید قاسم افضلی در مقاله اش در دایره المعارف تشیع بعضی از آنها را نادرست بیان داشت. تشابه این مسلک با دیگر مسلکها
آداب و رسوم و باورهای فرقه اهل حق با مذاهب و ادیان دیگ شباهتایی دارد که اینک به برخی از آن اشاره می شود.
در مسایل مربوط به نذر و قربانی آمده است که آب به جم "جمع" آورده می شود که جم نشینان هر یک جرعه ای از آن را می خورند و اگر کسی تشنه هم نباشد باید حتماً یک قطره بخورد این رسم در آیین زردشتیان و نیز در آیین مسیحیت است.
2- اهل حق در موقع نبح قربانی و نیز در جم خانه در هنگام انجام مراسم لباس سفید می پوشند و در حالت شبیه همین رسم (لباس سفید در میان زرتشتیان وجود دارد.
3- در آیین یاری به پیشوایان خود "پیر" خطاب می کنند در آیین مسیحیت نیز چنین است.
4- در آیین یاری مادامی که مرید از عهده امتحان پیر بر نیاید عقاید مذهبی از او مخفی نگاه داشته می شود عین همین مطلب در آیین مهر پرستی (مسیحیت) وجود دارد.
5- در آیین یاری آمده است که بنیانگذاران این مسلک "شاه خوشین" و "سلطان صحاک" از مادران باکره به دنیا آمده اند نظیر همین در مسیحیت ست.
6- روزه گرفتن در آیین یاری شباهت زیادی به رزوه های یهودیان دارد روزه های یهودی روی علت و حوادث معینی که مربوط به پیشوایان آنها بود برقرار گردید در میان اهل حق روزه سه روز دوازدهم تا چهاردهم دیماه(= رزوه مرنو) و نیز پانزدهم تا هفدهم دیماه (= روزه قولطاسی) روی حوادث و عللی که برای پیشوایان آنان به وجود آمده مرسوم شده است.
7- در مسلک یاری شرط یارستان شدن سرسپردگی است شبیه همین در مسیحیت است که شرط مسیحی شدن غسل تعمید است.
8- در اجرای سنتهای مراسم در ذکر جلی و خفی که بین مسلک یاری درواج دارد، شبیه این در مسلک متصوفه وجود دارد.
مصاحبه با یکی از یارستان
نویسنده کتاب "سرسپردگان" مصاحبه ای با یکی از پیروان مسلک یاری انجام داده است که آن مصاحبه بدین قرار است.
س: ممکن است سوالاتی راجع به اهل حق از جنابعالی بکنم ؟
ج: بلی با کمال میل حاضرم هر چه بپرسند پاسخ بدهم
س: این که می گویند اهل حق علی اللهی هستند صحیح است؟
ج: بلی اهل حق علی اللهی هستند و خودم هم علی اللهی می باشم این دیگر مذهب و اعتقاد من است و نمی توانم و نمی خواهم از کسی مخفی بدارم در کرمانشاه یک مرکز تبلیغاتی داریم که با بلندگو علنا معتقدات خود را می گوییم .
آیا خدا همان علی است؟ -
- بلی خدا همان علی است شما معتقدید که خدا دیده نمی شود و نخواهد شد ما معتقدیم که خدا دیده شده است و شاید در آینده هم دیده شود.
شما نماز هم می خوانید؟ -
- نه خیر ما نماز نمی خوانیم به جای آن در جم خانه در هر هفته و در هر پانزده روز نیاز می دهیم.
روزه شما چقدر است؟ -
- روزه ما سه روز است که روز سوم نان و روغنی مخصوص می پزیم و روز چهارم را عید سلطانی می گوییم و هر یک از ما مقداری برنج و روغن و یک خروس یک ساله به جم خانه برده و مشغول نیاز می شویم.
به قرآن واسلام اعتقاد دارید ؟ -
- بلی ما به قرآن و اسلام احترام می گذاریم.(البته احترام غیر از اعتقاد است).
اگر به قرآن اعتقاد دارید و در قرآن روزه یک ماه است پس چرا شما سه روز روزه می گیرید ؟ آقای نورعلی الهی هم در برهان اهل حق را مسلمان دوازده امامی معرفی می کنند.
ما به قرآن طور دیگر اعتقاد داریم و در برهان الحق می نویسد شیعه اثنی عشری حقیقی اهل حق است بنابراین اعتقاد ما در این مورد غیر از شما است.
شما از متصوفه محسوب می شوید ؟
نه ما از متصوفه نیستیم بلکه متصوفه می خواهند خود را به ما برسانند .
البته آنها متصوفه نیستند ولی بسیاری از مراسم آنها را دارند به شریعت طریقت و حقیقت معتقدند.
مصاحبه ای دیگر:
- تاریخ این مسلک به دوره خود حضرت امیر می رسد و از اهل حق آن روز "قنبر" "سلمان فارسی" ما در حضرت علی (فاطمه بنت اسد) و ... را محترم می دانند و آنان را مرشد می خوانند.
- دین شما چیست؟
- دین ما اسلام مذهب شیعه ثنی عشری مسلک اهل حق است ولی برای رسیدن به مسلک اهل حق باید از مراحلی گذشت به اسامی شریعت طریقت معرفت و حقیقت که هر کس به حقیقت برسد اهل حق می شود اهل حق آنهایی هستند که همیشه با خدای خویش هستند هیچ کس را غیر از صوفی هایی که به مرحله حقیقت رسیده اند در جم خانه راه نمی دهند ولی به خانقاه می برند در خانقاه به او اول از قرآن می گویند تا جایی که کاملاً آن را یاد بگیرند و روزه را سی روز می گیرند و نماز را باید پنج وقت در روز بخواند تا جاییکه آماده شود که به جم خانه وارد شود.
البته این دوره برای هر کس فرق می کند و ممکن است دو تا سه حتی دوازده سال طول بکشد و آن که استعداد خوبی دارد زودتر می رود و هر خانقاه یک پیری دارد که به او اجازه ورود به جم خانه را می دهد. 57
مصاحبه با آقای قادر طهماسبی
آقای قادر طهماسبی یکی از هواداران این مسلک بود حتی چند سالی کاتب و منشی سید نصرالدین حیدری بود ولی بعداً با سید نصرالدین حیدری اختلاف پیدا کرد و افشاگری نمود می گوید:
"من از سرسپردگان اهل حق بودم و مردم اهل حق خصوصاً " مردم کوران از عقاید خود بی خبر هستند من می خواهم عقاید آنها را تجزیه و تحلیل کنم و انتخاب با خود مردم است از سال 1363 هجری شمسی به بعد تصمیم گرفته که منابع اهل حق را جمع آوری و مطالعه کنم و در سال 1367 هجری شمسی به بعد تصمیم گرفتم که منابع اهل حق را جمع آوری و مطالعه کنم در سال 1367 هجری شمسی در "پیر بنیامین" گفتم که ما قرآن را قبول نداریم و ... و دین نداریم".
در سال 63 هجری ش سید نصر الدین حیدری به من گفت که کومله ها می خواهند شما را به عراق ببرند و این سخن شگفتی مرا برانگیخت.
در کلام گور آمده است " قرآن گذاف و دروغ است، شیطان حق است".
یا در مورد جمهوری اسلامی کلام درست کردند که :
"جمهوری اسلامی در فلان تاریخ سقوط خواهد کرد و چون این پیش گویی واقع نمی شود آن را توجیه می کنند."
سلطان اسحاق بنیان گذار اهل حق را اهل حق با هدف اسلام زدایی فرقه اهل حق را پدید آورده است وی پسر شیخ عیسی برزنجه ای است و خود را خدای معرفی نمود و به پدرش گفت که حچ نرود بلکه او را زیارت کنند این مطلب در دیوان گور آمده است او می گوید که کسی حق عدول از این مسلک را ندارد و از قرآن دروغین بپرهیزد و محمد (ص) برای انحراف مردم آمد سیادت در اهل حق نسبی نمی باشد بلکه یک امر ظاهری است، سلطان اسحاق افرادی را سید نامید و از آن پس این افراد به سید مشهور شدند انحرافات اهل حق به صورت سر مگوی درآمده است و رهبران اهل حق آنها را در اختیار هیچ کس قرار نمی دهند.
"سید قاسم افضلی" سر سلسله خود را به سلطان اسحاق می رساند در حالی که سلطان اسحاق بلاعقب (بی نسل) بود و ... 58
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع و توضیحات
56- لغت نامه دهخدا طبع جدید ص 14255 – 14256
57- سرسپردگان ص 97 به بعد
58- پژوهشی جامع ص 356